Status Updates From قم رو بیشتر دوست داری یا نی...
قم رو بیشتر دوست داری یا نیویورک؟ by
Status Updates Showing 1-29 of 29
Latif
is on page 23 of 152
یکی از چیزهایی که تو این کتاب برام جالبه که هر فلش فیکشنش که راویِ متمایز و پرداخت شدهای داره. فلش فیکشنه ها، به همون خُردی و گزیدگی ولی سرسری رَد نشده که دراماتیک مونولوگو تموم کنه. ظرافت داره. "خانه نیستم برگشتم تماس میگیرم" برای مثال راویِ ایران ندیدهیِ دلتنگ ایران و مادرش دراومده به گمانم.
— Aug 12, 2026 09:00PM
1 comment
Latif
is on page 19 of 152
"سقراط روی پله خاکی بازار مینشیند، آهی میکشد و پرههای بینی بزرگش تکان میخورد: میدانی، من فقط آرزو کردم. مدینه فاضله آرزویم بود، اما از آن آرزوها نبود که باید روزی جایی در موقعیتی مناسب به آنها جامه عمل پوشاند و شاد شد. فقط آرزو بود."
ص۱۹
— Aug 12, 2026 01:56AM
Add a comment
ص۱۹
Latif
is on page 15 of 152
داستان اول: "چشماتو ببند، بعدش بهشته": راویِ سیزده ساله ای در آمریکا که به سرنوشت مادربزرگش خیره است. اینکه کِی پیشِ چه کسی بماند.
بُرشی کوتاه و گیرا. تاکیدِ روایت بر زبان جالب بود، رمانتیزه شدنِ روایت کلیشهای و بَد. معماریِ داستان تلاشی برایِ تاثیرِ آنی نداشت و آرام پیش میرفت که دوست داشتنی بود ولی تیپ پردازیای که در چنین حجمی از آن راهِ فراری نیست تویِ ذوق میزد.
همین.
— Jul 25, 2026 02:21PM
Add a comment
بُرشی کوتاه و گیرا. تاکیدِ روایت بر زبان جالب بود، رمانتیزه شدنِ روایت کلیشهای و بَد. معماریِ داستان تلاشی برایِ تاثیرِ آنی نداشت و آرام پیش میرفت که دوست داشتنی بود ولی تیپ پردازیای که در چنین حجمی از آن راهِ فراری نیست تویِ ذوق میزد.
همین.
Latif
is on page 12 of 152
"پیش خودم فکر میکردم حتما در سن مادربزرگ آدم ها از زبان بی نیاز میشوند و همه زندگی به چند سوال کوتاه و فشرده تبدیل میشود که تفاوت های زبانی محوشان میکند." ص۱۲
— Jul 25, 2026 02:08PM
Add a comment







