Zakiyeee > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 302
Zakiyeee
Zakiyeee is on page 103 of 220 of استامبولی
سعی میکنیم به آنجلا بفهمانیم که ما فقط یکبار زندگی میکنیم و حقمان آن است که به آنچه دوست داریم برسیم. هرچند نه من، نه الیف، نه علی هیچ کدام برای اون نسخه ای نمی نویسیم.

شرایط زندگی و شخصی آدمها از یک طرف و شرایط اجتماعی آن ها از طرف دیگر، هر کسی را منحصر به فرد می کند. مخصوصا اینکه شرایط فرهنگی جایی مثل کلمبیا از ما آن قدرها دور است که بدون اطلاع از آن نمی شود حرفی زد💛

دارم لذت میبرم از این کتاب 🤝
Aug 10, 2023 01:47AM Add a comment
استامبولی

Zakiyeee
Zakiyeee is on page 62 of 128 of سوگ مادر
این قسمتش🤝

آن وقت ها بشر دوستی احساساتی و بی منطقی داشتم. انسانِ پندار خودم را واقعیت انسان می انگاشتم و می پرستیدم. هرگز نمی دانستم چنین انسانی این قدر زبون و بیچاره ی نظامی کور و سنگدل باشد.
Jul 24, 2023 03:04AM Add a comment
سوگ مادر

Zakiyeee
Zakiyeee is 49% done with زیر تیغ ستاره جبار: داستان یک زندگی در پراگ ۱۹۶۸-۱۹۴۱
از میان آن همه بی عدالتی وکارعبث آن سالها، بستن مرزها بعداز کودتای ۱۹۴۸ از همه بدتر بود..
چرا نمی گذاشتند مردم بروند؟
چرا آنها برخلاف میلشان نگهشان داشته بودند؟
یکی از رفقای وزارت امور خارجه می‌گفت این اقدام موقت است،جمهوری چک دروضعیتی نیست که نیروی کارش را ازدست بدهد.خیلی ها عجولانه تصمیم به ترک وطن گرفتند وگرفتار وحشتی شدندکه بی پایه واساس است، روزی متوجه میشوند چیزی برای ترس وجود نداشته و خوشحال میشوند که نرفتند..
Jul 17, 2023 06:09AM Add a comment
زیر تیغ ستاره جبار: داستان یک زندگی در پراگ ۱۹۶۸-۱۹۴۱

Zakiyeee
Zakiyeee is on page 52 of 167 of یادداشت‌های زیرزمینی
و این فرزانگان از کجا آورده اند این حرف را که بشر محتاج خواستنی طبیعی و پرهیزگرایانه ست؟ چه چیز باعث شد تصور کنند که احتیاج بشر بنا بر ضرورت خواستنی منطقی و سودمند است؟
بشر تنها به خواستنی مستقل احتیاج دارد، قیمت این استقلال هرچه میخواد باشد و مقصدش هرکجا....
Jul 12, 2023 01:58PM Add a comment
یادداشت‌های زیرزمینی

Zakiyeee
Zakiyeee is 23% done with زیر تیغ ستاره جبار: داستان یک زندگی در پراگ ۱۹۶۸-۱۹۴۱
وقتی داشتم لیوانی آب به سرباز آلمانی میدادم به من گفت:
اگر خبر نداشتم در اردوگاه کار اجباری بودی شک میکردم پول گرفتی.
نشنیدی دکتر چی گفت ؟ مراقب چک ها باش و گور بابای آلمانی ها
«جنگ» مثل چاقو مردم را از هم جدا کرده بود و زمان زیادی لازم بود تا این زخم التیام پیدا کند...
Jul 12, 2023 10:04AM Add a comment
زیر تیغ ستاره جبار: داستان یک زندگی در پراگ ۱۹۶۸-۱۹۴۱

Zakiyeee
Zakiyeee is on page 48 of 87 of سفر در خواب
آقا که فقط به یکدیگر خطاب می کردیم، نه دیگران_ نوعی همدستی ناگفته و رازی خاموش وجود داشت که به خودمان می فهماند دوستی ما تافته ی جدا بافته ای است باهمه ی آنهای دیگر تفاوت دارد‌‌...

اما این بار همان کلمه چنان از سردی و جدایی پر شده بود که با بیزاری از دهان بیرون ریخت، مانند طبلی سنگین به زمین افتاد و با طنینی تلخ تر از زهر در گوش چکید.
Jul 07, 2023 10:05AM Add a comment
سفر در خواب

« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 10 11
Follow Zakiyeee's updates via RSS