mohsen pourramezani > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 337
mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 161 of 228 of انقلاب علمی
هنگامی که نظام‌های کنترل نهادی بدون چالش جدی کار می‌کنند، مرجعیت معرفت در نهادهایی که همان اندازه توانا به نظر می‌رسند تجسم می‌یابد. اما هنگامی که به نهادها حمله می‌شود و آنها چندپاره می‌شوند، مسائلی درباره معرفت و مشروعیت آنها پیش می‌آید. در چنین شرایطی، ممکن است شکاکیت درباره‌ی نظام‌های معرفتی موجود بروز کند، چرا که کمتر چیزی در نظام‌های کنونی هست که هنوز هم به نحوی بدیهی رضایت بخش به نظر برسد.
Jul 08, 2018 03:59AM Add a comment
انقلاب علمی

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 49 of 228 of انقلاب علمی
بسیاری از اعضای پیشرو در انجمن سلطنتی به اجنه و جادوگران باور داشتند و بویل می‌گفت که چنین باورهایی از نظر الاهیاتی کارآمد است: «پذیرفتنِ... اینکه موجوداتی هوشمند وجود دارند که به صورت عادی مرئی نیستند، می‌تواند اثر زیادی در بازگرداندن... ملحدان داشته باشد.» چنین موجوداتی «به بسط یافتن تلقی‌های بیش از حد محدود افراد درباره تنوع آثار خداوند کمک می‌کند.»
Jun 30, 2018 07:03AM Add a comment
انقلاب علمی

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 49 of 228 of انقلاب علمی
چرا شبان به سوی کلبه‌اش می‌ رود؟ به این دلیل که او هدفی دارد مبنی بر اینکه جایی باشد که می‌خواهد. چرا شعله آتش بالا می‌رود؟ به این دلیل که می‌خواهد در جایگاه طبیعیش باشد. دقیقا در این معناست که فیزیک سنتی در سرآغاز انقلاب علمی خصلتی انسان مقیاس داشت.
Jun 28, 2018 01:28AM Add a comment
انقلاب علمی

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 27 of 228 of انقلاب علمی
ناگزیر چیزی از «ما» در داستان‌هایی که درباره‌ی گذشته تعریف می‌کنیم وجود خواهد داشت. این نکته معضل مورخ است و احمقانه است اگر فکر کنیم که روشی، هر اندازه هم که با نیت خوبی همراه باشد، می‌تواند ما را از این معضل رهایی بخشد.
Jun 23, 2018 11:47PM Add a comment
انقلاب علمی

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 24 of 228 of انقلاب علمی
در واقع، اکثریت قاطع مردم قرن هفدهم در اروپا زندگی نمی‌کردند، نمی‌دانستند که در «قرن هفدهم» زندگی می‌کنند و مطلع نبودند که انقلاب علمی در حال وقوع است. نیمی از مردم اروپا، یعنی زنان، در موقعیتی بودند که به ندرت در فرهنگ علمی مشارکت داشتند، و همین‌طور اکثریت قاطعی از مردان و زنان بی‌سواد بودند یا به دلایل دیگر نمی‌توانستند وارد مسیر تحصیلی شوند.
Jun 23, 2018 03:24AM Add a comment
انقلاب علمی

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 243 of 360 of جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن
عموم انسان‌ها و نه فقط اعضای قشر ممتاز جامعه، خودشان نیز تبلیغات خودشان را باور می‌کنند، زیرا قادر نیستند چنان که هستند ببینند. آنان واقعا باور ندارند که این‌ها تبلیغات است. پیش‌داوری و جانبداری که ذاتی نگاه انسان است، برای خود انسان محسوس نیست، زیرا نگاه کج هرکسی برای خودش راست است. ما چنین تصور می‌کنیم که زاویه‌ی دید ما زاویه‌ی دید درست و حتی یگانه زاویه‌ی دید ممکن است
Jun 15, 2018 03:16AM Add a comment
جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 224 of 360 of جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن
فرهنگ هر آن چیزی است که از راه ژنتیک منتقل نمی‌شود و انسان‌ها باید آن را بیاموزند.
Jun 13, 2018 06:20AM Add a comment
جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 187 of 360 of جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن
{در جوامعه ماقبل صنعتی} اصل بر این بود که هرکس قدرت یا اقتدار دارد از ثروت هم بهره‌مند شود. بنابراین، کسانی که هیچ‌یک را نداشتند فقیر بودند. فقیر بودن بیش از آنکه بر پول نداشتن دلالت کند، به معنی نداشتن فرمانبر و زیردست بود. از همین روست که در قرون وسطا واژه‌ی لاتینی «فقیر» با «توانا» متضاد بود و نه با کلمه‌ی «ثروتمند»
Jun 10, 2018 10:01PM Add a comment
جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 179 of 360 of جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن
مخالفت با سوادآموزی و تحصیل زنان تقریبا در اغلب جامعه‌های ماقبل صنعتی عمومیت داشت. یکی از نویسندگان مسلمان در قرن سیزدهم معتقد بود که آموختن خواندن و نوشتن به زنان مثل آن است که سم و زهر بیش‌تری به مار داده شود، یعنی بر میزان خطرناک بودنشان می‌افزاید. از نظر روستاییان چینی در قرن نوزدهم، این کار شبیه آن بود که «مزرعه‌ی مرد بیگانه‌ای را هرس و وجین کنند.»
Jun 03, 2018 03:33AM Add a comment
جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 137 of 360 of جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن
حاکمانی که مذهب توده‌ها را می‌پذیرفتند با آن دسته از حاکمانی که سعی می‌کردند مذهب مختار خودشان را به مردم بقبولانند هدف مشترکی داشتند. هیچ‌کدام از این حاکمان نمی‌خواستند رعایا در میان خودشان هویتی یکپارچه کسب کنند و در مقابل حکومت قرار بگیرند، بلکه در پی ترویج بینشی مشترک بودند که توده‌ها به کمک آن با حکومت یا کلیسا یا ... همذات‌پنداری کنند و هویت یگانه‌ای را تجربه کنند.
May 19, 2018 10:03PM Add a comment
جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 84 of 360 of جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن
کوچک بودن جوامع اگرچه شرط کافی مشارکت مردم در امور سیاسی نبود، مسلما شرط لازم آن بود. در ممالک وسیع، مشارکت عامه‌ی مردم در سیاست همواره بسیار ناچیز بود؛ مثلا نهادهای مردمی دولت‌شهرهای روم پس از گسترش قلمرو و امپراتوری به تدریج از میان رفتند.
May 19, 2018 02:57AM Add a comment
جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 33 of 360 of جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن
مردم معمولا از از پیامدهای بعدی و عواقب بلند مدت کارهایشان آگاه نیستندو اگر هم در مواردی از آن آگاه باشند، موقعیتی که در آن به سر می‌برند انتخابشان را محدود می‌کند. سومریان که نخستین ساختارهای حکومتی را حدود پنج‌هزار سال پیش تاسیس کردند، طبعا نمی‌دانستند چه هیولایی می‌آفرینند.
May 11, 2018 11:43AM Add a comment
جامعه‌های ماقبل صنعتی: کالبدشکافی جهان پیشامدرن

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 126 of 127 of این کتاب را بسوزان
آخرین کلام پیرامون ادبیات گواه بی‌شک از کامو خواهد بود: «آن‌ لحظه‌ای که چیزی بیشتر از یک نویسنده نباشم، نوشتن را کنار خواهم گذاشت»
Apr 14, 2018 01:57AM Add a comment
این کتاب را بسوزان

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 23 of 127 of این کتاب را بسوزان
آخرین کلام پیرامون ادبیات گواه بی‌شک از کامو خواهد بود: «آن‌ لحظه‌ای که چیزی بیشتر از یک نویسنده نباشم، نوشتن را کنار خواهم گذاشت»
Apr 14, 2018 01:56AM Add a comment
این کتاب را بسوزان

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 23 of 127 of این کتاب را بسوزان
واقعیت آن است که نوشتن می‌‌تواند ما را وادار به انجام دادن کارهای مختلفی کند:‌ می‌تواند بخنداندمان، به هق‌هق‌مان بیندازد، اگر متنی هرزنگارانه باشد و ما هم جوان، می‌تواند تحریک‌مان کند. و البته می‌تواند بخواباندمان؛ و هرچند در بیشتر مباحثات در باب نقش و وظیفه‌ی اجتماعی نویسنده، این اثر
خواب‌آور نادیده گرفته می‌شود، ظن من بر این است که گسترده‌ترین اثر عملی نوشته‌ها همین است
(جان آپدایک)
Apr 13, 2018 04:56AM Add a comment
این کتاب را بسوزان

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 22 of 127 of این کتاب را بسوزان
داستان‌گویی، به خاطر تمام توانی که در تصویرسازی دارد، در بهره‌گیری از میانجی زمان بیشتر با موسیقی هم‌ساز است؛ حتی شاید نبوغ داستان‌گویی و اصلی‌ترین تبدیلات و تحولات آن، در بند زمان، ریتم و طنین باشد. معنایی از زمان که مانند یک تابلوی نقاشی منجمد نشده، بلکه همچون زمان درون یک سمفونی به خدمت گرفته می‌شود.
Apr 10, 2018 05:07AM Add a comment
این کتاب را بسوزان

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 17 of 127 of این کتاب را بسوزان
ما خانواده‌ای بودیم که در حاشیه‌ی فقیرتر طبقه‌ی متوسط دوره‌ی رکود دست و پا می‌زدیم؛ دلم می‌خواست از درافتادن پدرم به ستیزه‌ی پرهیاهیویی در طاعون رقابت بپرهیزم؛ و کاغذ و مداد، خلاف اسباب‌بازی‌های دیگران، ارزان بود.
Apr 06, 2018 03:03AM Add a comment
این کتاب را بسوزان

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 163 of موزه معصومیت
... برای من مهم نیست که جنس مال اروپا باشه یا نه. اصل و تقلبی بودنش هم اهمیت نداره. به نظرم آدم‌ها از ترس قضاوت شدن از یک جنس تقلبی استفاده نمی‌کنند. براشون مهم نیست که احساس خودشون چیه، مهم احساس و فکر دیگرانه...
Mar 10, 2018 11:10PM Add a comment
موزه معصومیت

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 67 of موزه معصومیت
داشتم مسئله را اینطور روشن می‌کردم که رابطه‌ی قبل از ازدواج سیبل با من معنای عشق و اعتماد داشت و همین کار از جانب افسون به معنای جسارت و مدرنیته بود. از اینکه این حرف را زده بودم سال‌ها احساس پشیمانی کردم. «جسات و مدرنیته» انگار داشتم با این کلمات به او می‌فهماندم که در برابرش هیچ مسئولیت و وابستگی نخواهم داشت.
Mar 09, 2018 03:39AM Add a comment
موزه معصومیت

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 33 of موزه معصومیت
حوالی سال ۱۹۳۴ بود که به دستور آتاتورک همه‌ی ملت ترکیه می‌بایست نام خانوادگی داشته باشند و از همان موقع بود که ساختمان‌های زیادی هم با نام خانوادگی ساخته شدند. آن‌وقت‌ها خیابان‌های استانبول و حتی کوچه‌ها مثل امروز مشخص نبودند و درست مثل زمان عثمانی‌ها خانواده‌های متمول در یک محله خاص زندگی می‌کردند و به صورت گروهی محله را نامگذاری می‌کردند.
Mar 07, 2018 08:23AM Add a comment
موزه معصومیت

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 319 of 495 of استانبول
حکومت جمهوری که بعد از سقوط امپراتوری عثمانی ظهور کرد با وجود اطمینان به اهدافش ، به هویت خود شک داشت. بنابراین تنها راهی که از به فکر پدیدآورندگان آن رسید، پروراندن مفهومی جدید «ترک بودن» بود، یعنی در قرنطینه قرار دادن ترکیه و قطع رابطه آن با دنیا و این پایان عمر استانبول چندزبانه‌ی چندفرهنگیِ عصر امپراتوری بود. شهر راکد، از خویش تهی و به شهری کوچک، ملال‌آور، تک‌صدا، تک‌زبان و سیاه‌وسفید مبدل شد
Feb 26, 2018 06:05AM Add a comment
استانبول

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 158 of 495 of استانبول
همه تمدن‌ها نیز مانند مردمانی که اکنون در گورستان‌ها هستند، فانی‌اند. و همچنان که ما باید بمیریم، باید بپذیریم تمدنی که زمان‌اش به سرآمده، بازگشتی ندارد.
Feb 25, 2018 07:28AM Add a comment
استانبول

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 65 of 495 of استانبول
در قیاس با اروپا که از لحاظ جغرافیایی، فاصله چندانی با استانبول ندارد استانبولی‌ها، با اندوه بازماندگی از یک امپراتوری عظیم، مانند کسی که به بیماری علاج‌ناپذیری مبتلا شده باشد، خود را به نوعی به فقری ازلی محکوم می‌بینند؛ این دیدگاه در پرورش روح درون‌گرای شهر موثر است.
Feb 23, 2018 06:54AM Add a comment
استانبول

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 363 of 364 of جنگ چهره زنانه ندارد
آرزو می‌کردیم«بچه‌ها کاش زنده بمونیم، بعد از جنگ همه خوشبخت میشن! یه زندگی خوش‌و‌خرم تو راهه! اونایی که تو جنگ این همه سختی کشیدن،بعد از جنگ همدیگه رو درک می‌کنن و دلشون به حال هم می‌سوزه.همه همدیگه رو دوست خواهند داشت.آدم‌ها تغییر خواهند کرد.»ما به این جملات شک نداشتیم حتی یه ذره
عزیز من،گلم،مردم مثل گذشته از همدیگه تنفر دارن.دوباره همدیگه رو می‌کشن.این مسئله واقعا برام غیرقابل فهمه، اینها کی‌ان؟ ما، همین ما هستیم
Feb 05, 2018 04:08AM Add a comment
جنگ چهره زنانه ندارد

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 340 of 364 of جنگ چهره زنانه ندارد
بالاخره ما وارد خاک‌شون شدیم... اولین چیزی که باعث تعجب‌مون شد، جاده‌هاب خوب‌شون بود. خونه‌های بزرگ روستایی... گلدون‌ها و گل‌های قشنگ، پرده‌های زیبا که حتی زینت پنجره‌های انباری بودن. سفره‌های سفدی که روی میزها پهن بود. ظروف گرون قیمت. چینی‌های اصل. من اون‌جا برای اولین‌بار ماشین‌لباس‌شویی دیدم... ما نمی‌تونستیم درک کنیم؛ چرا اونا طبل جنگ رو به صدا در آوردن؟ اونا که این‌قدر خوب داشتن زندگی‌شون رو می‌کردن!
Feb 03, 2018 03:27AM Add a comment
جنگ چهره زنانه ندارد

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 339 of 364 of جنگ چهره زنانه ندارد
من یادمه... یه دختر آلمانی رو که بلا سرش آورده بودن. افتاده بود رو زمین... یه نارنجک بین پاهاش فروکرده بودن... الان خجالت می‌کشم، اما اون موقع خجالتی حس نمی‌کردم. احساسات تغییر می‌کنن. مثلا ما روزهای اول یه چیز رو حس می‌کردیم، بعد اون حس تغییر می‌کرد...
Feb 01, 2018 12:02AM Add a comment
جنگ چهره زنانه ندارد

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 300 of 364 of جنگ چهره زنانه ندارد
«خب، جنگ تموم شد، تنها موندم، هم گاو مانده بودم، هم گاو نر، هم زن بودم و هم بودم و هم مرد. ای بابا... »
Jan 31, 2018 08:36AM Add a comment
جنگ چهره زنانه ندارد

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 283 of 364 of جنگ چهره زنانه ندارد
وطن چطور از ما استقبال کرد؟ قادر نیستیم بدون اشک تعریف کنم… چهل سال گذشته، اما تا همین الان گونه‌هام از اشک داغه. مردها سکوت کرده بودن، اما زن‌ها… اونا سرمون فریاد می‌زدن «می‌دونیم شما اون‌جا مشغول چه کارایی بودید! جوونا رو… شوهرای ما رو تور می‌کردید. ج… جبهه‌ای! فاحشه‌های جنگی!… » همه‌جوره به‌مون توهین می‌کردن… فرهنگ لغت روسی خیلی غنیه…
Jan 28, 2018 11:13PM Add a comment
جنگ چهره زنانه ندارد

mohsen pourramezani
mohsen pourramezani is on page 188 of 364 of جنگ چهره زنانه ندارد
موقع بمبارون قایم می‌شدم و به این فکر می‌کردم که هرجور می‌خوان بکشن منو، فقط صورتم رو با دست می‌پوشوندم تا آسیب نبینه. فکر می‌کنم همه‌ی دخترهای ما این‌طور فکر می‌کردن. اما مردها به‌مون می‌خندیدن، برای مردها این چیزا خنده‌دار بود. می‌گفتن این‌ها به مرگ فکر نمی‌کنن، به چیزای احمقانه فکر می‌کنن. راجع به چیزای احمقانه‌ی زنانه... »
Jan 28, 2018 04:34AM Add a comment
جنگ چهره زنانه ندارد

« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
Follow mohsen's updates via RSS