Nasrin M > Recent Status Updates

Showing 1-30 of 117
Nasrin M
Nasrin M is 25% done with برف خاموش، برف مرموز
آن بیرون سنگ‌فرش لخت بود؛ و این تو، برف.
برف هر روز پُرپشت‌تر می‌شد، صدای دنیای بیرون را خفه‌تر می‌کرد، زشتی‌ها را بیش‌تر می‌پوشاند، و _ از همه بیش‌تر صدای پای پست‌چی را روزبه‌روز خفه‌تر می‌کرد..
Jul 23, 2025 05:08AM Add a comment
برف خاموش، برف مرموز

Nasrin M
Nasrin M is 78% done with زندگی جنگ و دیگر هیچ
آدمی در خود توانایی شناختن حقیقت و خوشبخت بودن را دارد، اما از حقیقت، نه حقیقت ابدی و نه حقیقت راضی کننده را در خود ندارد...
من کسانی را که به ستایش آدمی می‌پردازند و کسانی را که به سرزنش آدمی می‌پردازند و کسانی را که آدمی را برای از خود غافل شدن به کار می‌برند، به یک اندازه سرزنش می‌کنم و نمی‌توانم کسی را تأیید کنم جز آنان که به رنج در جست‌و‌جویند.
Jul 12, 2025 06:52PM Add a comment
زندگی جنگ و دیگر هیچ

Nasrin M
Nasrin M is 15% done with حصار و سگ‌های پدرم
هر مردی در حصاری که خودش ساخته پیغمبر است.
Jul 10, 2025 10:53AM 2 comments
حصار و سگ‌های پدرم

Nasrin M
Nasrin M is 30% done with رهگذری در خواب پروانه‌ها
به هم پیوستم
تارهایی
برای آن‌که آواز بخوانی
Jun 09, 2025 09:51PM Add a comment
رهگذری در خواب پروانه‌ها

Nasrin M
Nasrin M is 3% done with رهگذری در خواب پروانه‌ها
فصلی را که گم شد

در خواب پروانه‌ها باید جست!
Jun 03, 2025 09:05AM Add a comment
رهگذری در خواب پروانه‌ها

Nasrin M
Nasrin M is 10% done with فابیان
می‌خونم، ولی خیلی کند پیش می‌رم چون خسته‌‌م و تمرکزم پایینه، بی‌خوابی کلافه‌م کرده
May 30, 2025 10:26PM 2 comments
فابیان

Nasrin M
Nasrin M is 24% done with ازلیات
ما یک کتاب‌ایم
در دو جلد
تو ادامه‌ی منی
ادامه راه‌هایی که نرفتم
بوسه‌هایی که به باد دادم
ما یک آفتاب‌ایم
در دو سمت
تو بالا می‌آیی از زاگرس
من در آب‌های گرم فرومی‌روم
من ادامه‌ی تواَم
ادامه‌ی آوازهایی که نخوانده‌ای
و رقص‌هایی که در شانه‌هایت
از نفس افتاد
ما ادامه داریم مثل غم
مثل شعر
و گندم در دشتِ دیم
....
May 15, 2025 08:18AM Add a comment
ازلیات

Nasrin M
Nasrin M is 90% done with Le Livre de l'Hospitalité
به من گفت: "خیال می‌کنی می‌نویسی. قبلاً همه چیز را نوشته‌ای، سپس همه‌چیز را فراموش کرده‌ای. "
فکر کردم حتما همین‌طور است. من درباره‌ی فراموشی می‌نویسم، یا بهتر بگویم، فراموشی را می‌نویسم و رفته‌رفته فراموش می‌کنم چه نوشته‌ام.
چه کسی چیزی را می‌خواند که برای خواندن نیست؟ من برای هر خواننده‌ای که قدر‌ناشناسانه دلسرد شده کتاب می‌خوانم. برای همه کتاب می‌خوانم.
و کتاب خواندن‌ام فریادی مأیوسانه‌ست.
Mar 16, 2025 07:50PM Add a comment
Le Livre de l'Hospitalité

Nasrin M
Nasrin M is on page 20 of 112 of Le Livre de l'Hospitalité
می‌گفت: "در پایان، هیچ نیست، اما این مرز بازهم پایانِ مقدر نیست."
Mar 10, 2025 02:30PM Add a comment
Le Livre de l'Hospitalité

Nasrin M
Nasrin M is on page 14 of 112 of Le Livre de l'Hospitalité
"تنها شما مرا می‌یابید، زیرا ریشه‌های‌ام در کتاب‌تان است."
دانای دیگری پاسخ‌اش داد: «کتاب به هیچ‌کس تعلق ندارد.‌ تنها به واژه‌هایی تعلق دارد که رفته‌رفته خود را از بندشان می‌رهاند. چه بر سر واژه‌ها می‌آید، زمانی که به وادی سرگردانی‌شان بازگردند؟ درماندگی ما نیز-چون آن‌ها - پایانی ندارد."
"روزی متوجه شدم که هیچ کتابی از آن من نیست، چرا که افسوس، صرفاً کتابی بود ناتمام که واژه‌ها با بی‌رحمی از من ربودند."
Mar 04, 2025 10:01AM Add a comment
Le Livre de l'Hospitalité

Nasrin M
Nasrin M is on page 7 of 112 of Le Livre de l'Hospitalité
دانایی می‌گفت: "درد حجیم‌ترین کتاب است، زیرا تمام کتاب‌ها را در خود جا داده."
زندگی با شیره‌ی درختان ما نگاشته می‌شود.
مرگ بر روی برگ‌های زردشان قابل خواندن است.
روح‌ات را نوازش بده. کتاب‌ات را نوازش بده. هر دو تشنه‌ی محبت‌اند.
Mar 01, 2025 08:45AM Add a comment
Le Livre de l'Hospitalité

Nasrin M
Nasrin M is on page 120 of 258 of خاطرات سوگواری
ضرورت" بنای یادبود".
Memento illam vixisse*

*یادت باشد که او زندگی کرد.
Feb 22, 2025 07:44AM Add a comment
خاطرات سوگواری

Nasrin M
Nasrin M is 27% done with شعر روس: عصر طلایی و عصر نقره‌ای
زندگی
به‌سان پرنده‌ای زخمی
آهنگ پرواز دارد و
توان پریدنیش نیست.
پروازی نیست
توانی نیست
بال‌های شکسته‌اش فروافتاده‌اند
و او
چسبیده به خاک
همه می‌لرزد از
درد و
عجز.

فیودار_تیوتچیف (۱۸۰۳ - ۱۸۷۳)
Fyodor_Ivanovich_Tyutchev
Feb 10, 2025 05:45PM Add a comment
شعر روس: عصر طلایی و عصر نقره‌ای

Nasrin M
Nasrin M is on page 22 of 258 of خاطرات سوگواری
در جمله‌ی "او دیگر رنج نمی‌بَرد"، "او" به چه چیزی ، به چه کسی-ارجاع می‌دهد؟ این زمانِ حال چه معنایی دارد؟
Feb 09, 2025 02:10AM 2 comments
خاطرات سوگواری

Nasrin M
Nasrin M is 50% done with شعر روس: عصر طلایی و عصر نقره‌ای
غارت زده
خنجر از پشت خورده و
به حراج گذارده شده‌ایم
بال سیاه مرگ
دل آسمان را می‌درد
و درد درماندگی
به مغز استخوان‌مان رسیده است
پس چرا
تن به یاس نمی‌دهیم؟
روز‌هنگام
گیلاس‌های جنگل نزدیک
بوی تابستان را به شهر می‌آورند
و شب‌هنگام
خوشه‌خوشه ستاره‌های نو
در ژرفای آسمان زلال
می‌درخشند
و معجزه
بر فراز آلونک‌های فرسوده و غبار گرفته
چندان پایین می‌آید
که می‌توانی دست دراز کنی و
بچینی...
معجزه‌ای که هیچ‌گاه
Jan 03, 2025 03:20PM 1 comment
شعر روس: عصر طلایی و عصر نقره‌ای

Nasrin M
Nasrin M is on page 2 of 112 of معنای تفکر چیست؟
اما در حقیقت هرگام در راه تفکر، تنها تلاشی محسوب می‌شود برای آن‌که انسان را متفکرانه، در یافتن مسیر ذات خویش همیاری کند.
#مارتین_هایدگر

+ادامه‌ی آپدیت قبل ...
به دلایل نامعلوم دیگه از سمت برنامه ، نشد ادامه‌ش رو در کامنت بذارم 😑
Jan 03, 2025 01:11AM Add a comment
معنای تفکر چیست؟

Nasrin M
Nasrin M is on page 2 of 112 of معنای تفکر چیست؟
اصالتمندی واقعی در کسب این قدرت است که افکار پیشین را دریابیم، و دریافته‌ها را تحمل کنیم و آن‌چه را که در خفا تحمل کرده‌ایم، به بالندگی برسانیم. آنگاه این افکار، خود به آنجا می‌رسند که به آن تعلق دارند، به آن‌چیزی می‌رسند که من آن را"امر آغازین"می‌نامم. آنگاه شور اصیل تفکر و در اصل شور انسان به امر عاری از منفعت پیوسته بیشتر می‌شود..اما در حقیقت هرگام در راه تفکر، تنها تلاشی محسوب می‌شود برای آن‌که انسان را متفکرانه،
Jan 03, 2025 12:54AM 1 comment
معنای تفکر چیست؟

Nasrin M
Nasrin M is on page 174 of 295 of شعر و شهود
من زیر تیغ برهنه‌ی ماه خواهم مرد،
بی‌آنکه الفبای آذرخش را
آموخته باشم.

آموخته باشم که در تهِ نقشِ شب،
کودکی اسطوره‌ها را
رمزگشایی کنم.

نادان فرو خواهم غلتيد
و پیش استخوان‌های وحوشم خواهند انداخت.

#پتر_هوخل
Dec 25, 2024 04:56PM Add a comment
شعر و شهود

Nasrin M
Nasrin M is on page 19 of 671 of شعر معاصر فرانسه: نیمه‌ی دوم قرن بیستم
نگارش وثیقه‌ی تنهایی‌ست، جذر و مد تشویش. همچنین تلألو واقعیتی‌ست منعکس در مبنای نوینش که تصویر آن را در قلب خواست‌های مبهم، در تردیدهایمان شکل می‌دهیم.
Dec 24, 2024 11:12AM Add a comment
شعر معاصر فرانسه: نیمه‌ی دوم قرن بیستم

Nasrin M
Nasrin M is on page 111 of 295 of شعر و شهود
جهان خود اگر به شتاب
و چون پیچه‌ی دود دگرگون شود
هر آن فرجام یافته
به سوی سرآغازِ کهنِ خویش باز برمی‌گردد.

با این همه آن نوای نخستین تو
ای چرب‌دست خدای چنگ نواز!
فراسوی هر آن روند و رویداد
پایدار می‌ماند.

رنج‌ها هنوز هم ناشناخته‌اند.
و عشق همچنان نا‌آموخته
و آن‌چه مرگ از ما در می‌رباید
هنوز در حجاب‌.
تنها او، ترانه بر بالای زمین است که
تطهیر می‌کند و شادی می‌بخشد.

#راینر_ماريا_ریلکه
#Rainer_Maria_Rilke
Dec 09, 2024 08:56AM 2 comments
شعر و شهود

Nasrin M
Nasrin M is on page 94 of 295 of شعر و شهود
ای شادمانی زرین!
ای پیش‌طعم شیرین و پنهان مرگ!
آیا من راه خود را شتاب‌آلوده درنوردیدم؟
اینک که کوفته و مانده است این پا
نگاهِ تو از پی در می‌رسد
و خوش‌بختی‌ات نیز هم.

گرداگرد، تنها موج است و بازی.
هر آن وزن و بار
در نیلی فراموشی فرو می رود.
تنها قایق من است که سرخوشانه بر سر آب‌هاست.
توفان و سفر، راستی که این هنر را از یاد برده بود این قایق!
آرزو و امید غرق شد.
بستر دریا و روح، بی نقش هیچ چینابی
Dec 08, 2024 03:39PM 1 comment
شعر و شهود

Nasrin M
Nasrin M is on page 57 of 295 of شعر و شهود
آن‌که به عمقِ اندیشه رسید،
اوجِ زندگی را دوست می‌دارد.
جوانی ارجمند را اویی در می‌یابد
که جهان را درنوشته باشد
و فرزانگان در پایان میل به زیبایی دارند.

فریدریش هُلدرین
Dec 05, 2024 03:19PM Add a comment
شعر و شهود

Nasrin M
Nasrin M is on page 78 of 104 of فصلی در دوزخ
باید سفر می کردم، باید سِحرها را که بر سرم جمع شده بودند می‌پراکندم. بر دریا، که چنان دوستش می‌داشتم که گویی قرار است لکه‌ای را از دامنم بردارد، صلیب تسلی‌بخش را دیدم بالا می‌آمد.
رنگین‌کمان لعنتم کرده بود. خوشبختی سرنوشتم بود، پشیمانی‌ام بود، کرمم بود: زندگی من همیشه بزرگ‌تر از آن بود که بشود با نیرو و زیبایی پرش کرد.
Oct 28, 2024 04:33PM Add a comment
فصلی در دوزخ

Nasrin M
Nasrin M is starting Because the Sea Is Black: Poems (Wesleyan Poetry in Translation)
تو محکومی
به آغازی تازه
تا دمِ مرگ
Oct 28, 2024 06:28AM Add a comment
Because the Sea Is Black: Poems (Wesleyan Poetry in Translation)

Nasrin M
Nasrin M is on page 62 of 104 of فصلی در دوزخ
شاید حرفم را به خدا باید بگویم. اما در عمیق‌ترین ورطه‌ها هستم و دعا کردن یادم رفته است.
Oct 28, 2024 05:41AM Add a comment
فصلی در دوزخ

« previous 1 3 4
Follow Nasrin's updates via RSS