"کتابها سنگین بود و من حجم آنهمه آدم را که توی کتابها بودند زیر بغلم حس میکردم."
"بعد انگار هیچکس توی این دنیا نیست، آنقدر تنها که اتاق کوچک بشود و پنجره بسته باشد با پردههای آویخته، که تازه اگر هم پردهها را کنار بزنی و پنجره را باز کنی، آسمان ابری باشد و تمام چراغهای همهی خانههای دنیا خاموش باشند."
— Apr 02, 2025 01:15PM
Add a comment