Latif’s Reviews > به صیغه اول شخص مفرد > Status Update

Latif
Latif is on page 33 of 114
پنج داستان دارد.
اولی لابیرنت:
راویِ اول شخص زنی است که از شوهرش کُتک خورده و با جا به جا با یادآوریِ گذشته هایِ مختلفی رنجِ "بودن" را توصیف می‌کند. کتکی که قرار است با "تصادف کردم" لاپوشانی شود ولی زخم و زیلی ها راوی را می‌کشاند به خاطراتِ خارج و قرارِ حال به هم زَن، می‌کشاند به بیمارستان، به شوخی هایِ دوستی که دوا درمان می‌کند ولی چیزی برای درمان نیست، چون رنج زیاد است، خیلی زیاد.
از کوتاه هایِ خوبِ فارسی.
May 28, 2025 11:11AM
به صیغه اول شخص مفرد

flag

Latif’s Previous Updates

Latif
Latif is finished
و داستانِ آخر: خورشید زیر پوستین آقاجان.
راوی اول شخص، دختری در عوالم چهار، پنج سالگی در حالِ بازیگوشی با پدر بزرگ.
"سوهان عسل و شکرپنیر بود، گذاشت تو سینی و روی رف چید و رفت."ص۱۰۱ زبانی اینگونه جزئی-رِوا و لحنی کودکانه و به جا.
پلات خاصی نداشت و قدرت داستان در توصیف و شرحِ لَمحه ای از کودکیست. خاطره ای، جذبه ای، کششی از دیداری، یادی از، از دست دادن...
خوب بود.
May 29, 2025 10:17AM
به صیغه اول شخص مفرد


Latif
Latif is on page 98 of 114
راویِ داستان چهارم و داستان دوم یکسان است. دخترِ نوجوانی که نمی‌خواست سریالش را از دست دهد به مراسم ارفاق الدوله آمده. طنزِ امیرشاهی در این داستان به اندازه و به جا لحنِ روایت را به کنترل در می آورد و نکته جالب پیوند پایانِ داستان چهارم و میانه داستانِ دوم است. بارِ اصلی این داستان نیز بر گفت-و-گوست و کیفیتِ دیالوگ ها در ایجاد فضا، داستان را از روایتی حوصله سر بر و بی رمق به داستانی جاندار و دلکش تبدیل می‌کند.
May 29, 2025 09:57AM
به صیغه اول شخص مفرد


Latif
Latif is on page 77 of 114
سومی:نام... شهرت... شناسنامه...
راوی زنی میانسال است که از خانه اش دزدی شده و در ژاندارمری از کسانی که به آن ها بدگُمان اَند سان می‌بیند. گزارشِ خوبی دارد و جدا از تعلیق دارایِ زیر متنی است که روایت را غنی می‌کند. از داستان دوم جذاب تر و تفسیر پذیرتر بود.
تکّه ای از داستان:
"هیچ کس به اینکه چند نفر غریبه ساعت دو بعد از نیمه شب خوابشان را برهم زده اند و رویشان را پس می‌زنند اعتراضی نداشت." ص۷۵
May 29, 2025 06:42AM
به صیغه اول شخص مفرد


Latif
Latif is on page 52 of 114
داستان دوم: پیتون پلیس.
راوی اول شخص، دختر نوجوانی که به گفت-و-گوی خانواده و خویشانش درباره ازدواج دختر اقوام با پسر لاستیک فروش گوش سپرده و دوست داره جای خواستگاری به تماشای سریال پیتون بشینه.
زبان و لحنِ اندیشیده و روایتِ ساده و سر راست، بدونِ اضافه گویی و پرداختِ گفت-و-گویِ آمیخته با فُرم و خُرده ای طنز. داستان بنیادش بر گفت-و-گوست و خانواده و فرهنگِ طبقه متوسط احتمالا دهه سی و چهل رو خوب نقد میکنه.
May 29, 2025 06:29AM
به صیغه اول شخص مفرد


No comments have been added yet.