Arash Nabizadeh’s Reviews > بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه > Status Update
Arash Nabizadeh
is on page 261 of 393
بچهٔ یکییکدانه اگر بمیرد خیلی موجب غمورنج پدر و مادرش خواهد شد؛ از دو بچه هم اگریکیشان بمیرد باز مثل اول میشود؛ بهعلاوه داشتن دو بچه از یک پدر و مادر حفظ نسل است نه تقویت آن و، بالاخره هرچه باشد، آدم وظایفی نسبت به اجتماع دارد. سه بچه داشتن، بهبهَ، عالی است، هیچ ایرادی ندارد، همان رقم صحیح است. اما اگر ازاینحد تجاوز کند، وای! این دیگر بیلطفی است، زیرا شأن آدمی تا درجهٔ تولید ماشین جوجهکشی نزول میکند…
— Jun 30, 2026 10:57AM
Like flag
Arash’s Previous Updates
Arash Nabizadeh
is on page 376 of 393
اگر یک مشت آدم را توی سوراخی پر از حشره بیندازند و آنها را از خوردن و آشامیدن محروم کنند و حتی گاه گاه روی سرشان قیر و سنگریزه بریزند باز هم وضع آنها بدتر از آن نیست که شبی را در کوپهٔ قطار به سر آورند.
— Jun 30, 2026 11:51AM
Arash Nabizadeh
is on page 373 of 393
نمیداند که از این سفر کی برمیگردد. آیا آنجا لااقل میتواند کمی کتاب بخواند؟ چه کند اگر نتواند کتاب بخواند؟ مگر چیزی در زندگی هست، لذتهای دیگری هست؟ او که هرچه گشته چیزی نیافته است.
— Jun 30, 2026 11:49AM
Arash Nabizadeh
is on page 364 of 393
رئیس کانون وکلا مردی با ذوق و تیزهوش و برخوردار از دانشی نامحدود است. آنچه همواره شگفتی مرا برمیانگیخت این بود که چگونه میتوان مشغلهای چنین وقتگیر داشت و در عین حال به امور ذوقی پرداخت و تحول همهٔ هنرها را زیر نظر داشت و، علاوهبرآن، به این جستجوی پنهان ادامه داد که به خودی خود میتوانست تمام زندگی یک فرد را دربرگیرد—یا ویران کند.
— Jun 30, 2026 11:45AM
Arash Nabizadeh
is on page 337 of 393
آهسته میرفتند زیرا وانگفو شبها بهنظارهٔ ستارگان میایستاد و روزها به تماشای سنجاقکها. بارِ اندکی با خود داشتند، زیرا وانگفو نقشِ چیزها را دوست میداشت و نه خود چیزها را و هیچ چیز جهان به چشم او در خور داشتن نبود مگر قلممو و کوزهٔ روغنجلا و مرکب چین، و نیز نَوَرْدِ ابریشم و کاغذِ برنج.
— Jun 30, 2026 11:38AM
Arash Nabizadeh
is on page 309 of 393
فروشنده به او خبر داده بود که دیگر قراردادش را تجدید نخواهد کرد. ژاک از یک سال پیش انتظار چنین روزی را داشته و پیشِ خود تصمیم گرفته بوده است که هر وقت این اتفاق بیفتد تا جایی که میتواند آن را تحمل کند، زیرا، به قول خودش، وقتی که آدم دیگر هیچ ندارد باید همین هیچ را به شادی برگزار کند.
— Jun 30, 2026 11:31AM
Arash Nabizadeh
is on page 309 of 393
نیکولا یک روز نقل میکرد که در برتانی دیده بوده است که بچهها یک مرغ دریایی را گرفتند و با صابون مارسی تنش را شستند و ولش کردند. همینکه پرنده روی دریا نشست، چون بال و پرش چربی نداشت، یکهو توی آب فرو رفت و دیگر بالا نیامد. نیکولا میگفت که بیاعتنایی چربی روح است، مانع میشود که آدم غرق بشود. وقتی که به دیگران خیلی اهمیت بدهیم دیوانه میشویم. و همچنین به خودمان.
— Jun 30, 2026 11:28AM
Arash Nabizadeh
is on page 303 of 393
یگانه پولی که احیاناً ممکن است بهواقع خوشبختی بیاورد همان «پنی» است که در سؤال خودمانی انگلیسیها مصرف میشود: A penny for your thoughts «یک پنی میدهم که بدانم چه فکر میکنی». اگر طرف قبول کند آدم ممکن است با چیزهای عجیب و غریب روبهرو شود. وانگی یک پنی سرمایهگذاری محتاطانهای است. خطر ورشکستگی و خانهخرابی ندارد. اغلب اوقات کسی که از او میپرسند «چه فکر میکنی؟» جواب میدهد : «هیچ».
— Jun 30, 2026 11:23AM
Arash Nabizadeh
is on page 273 of 393
هر بیستوپنج یا سی سال یکبار، یعنی مدتزمان لازم برای ساختن سرباز، جنگ به پا میشود و پنج یا شش سال، یعنی مدتزمان لازم برای کشتن سربازی که ساخته شده است، طول میکشد؛ پس از آن دوباره سرباز میسازند و دوباره جنگ میکنند. خلاصه جنگ در گرفت.
— Jun 30, 2026 11:13AM
Arash Nabizadeh
is on page 267 of 393
خودش حرکت چرخی را که دندهعقب نداشت سریعتر میکرد. چه شتابی داشت که زندگی را به سر آورد؟ مگر نمیفهمید که از وقتی پسر پا به گهواره میگذارد پدر را بهسوی گور میراند؟
— Jun 30, 2026 11:09AM
Arash Nabizadeh
is on page 266 of 393
بدبخت نمیدانست که با آمدن کودک، ماشین زندگیاش دنده عوض کرده و در نتیجه تغییر ماهیت داده است. پیش از آن آینده در نظرش از فردا شروع میشد و نقشههایی که میکشید از حدود چند هفته و منتها چند ماه تجاوز نمیکرد. یک سال معادل بینهایت بود. اکنون سراسر هقته جزو زمان حال محسوب میشد و کوچکترین واحدِ زمانِ آینده یک ماه دیگر بود. آیندهٔ نزدیک از روی فصلها و پارههای سال حساب میشد.
— Jun 30, 2026 11:07AM

