AmirHossein’s Reviews > The Summons of Love > Status Update

AmirHossein
AmirHossein is on page 22 of 192
ماری روتی فوق‌العاده‌ست؛ اینجا از اون فضای سنگینِ آکادمیک Singularity of being فاصله می‌گیره و از عشق برای همه طیف خوانندگان صحبت می‌کنه. بخشی از ترجمهٔ من در کامنت.
— Sep 05, 2026 10:50AM
The Summons of Love

flag

AmirHossein’s Previous Updates

AmirHossein
AmirHossein is on page 172 of 192
ناآزادی در قلبِ عشق جای دارد.
— Oct 18, 2026 01:27PM
The Summons of Love


AmirHossein
AmirHossein is on page 100 of 192
آیا همین امر ناشناخته نیست که به ما امکان می‌دهد «دو» باقی بمانیم؟ آیا نه از آن رو که تو را نمی‌شناسم می‌دانم که هستی؟
— Oct 13, 2026 03:10PM
The Summons of Love


AmirHossein
AmirHossein is on page 86 of 192
هرگاه احساس کنیم انسانی جایگزین‌ناپذیر است، او را نه از آن رو که واجد ویژگی‌هایی خاص است بل به سبب کیستی‌اش در پیچیدگی گیج‌کنندهٔ هستی‌اش دوست می‌داریم. ما البته چه بسا پاره‌ای از خصلت‌هایش را ارج نهیم، اما عشق ما به او وابسته به این‌ها نیست؛ بل کل وجودش را دوست می‌داریم، همراه با کاستی‌ها و نقص‌هایش. او را همان‌گونه که هست، چونان ملغمه‌ای همواره‌دگرگون‌شونده از ویژگی‌ها می‌پذیریم.
— Oct 11, 2026 12:16PM
The Summons of Love


AmirHossein
AmirHossein is on page 68 of 192
نوازش افق‌هایی از تجربه را می‌گشاید که دستیابی بدان‌ها مستقل از شریکمان برایمان دست‌نیافتنی بود؛ شیوه‌ای‌ست برای یکی شدن در پناهگاهی از اطمینان‌بخشی و تکیهٔ متقابل. و هرچند بر سطح تن رخ می‌دهد، می‌تواند تا عمیق‌ترین تورفتگی‌های هستی‌مان طنین‌انداز شود. نوازش به نیاز ما برای فهمیده شدن و لمس گشتن پاسخی ژرف می‌دهد؛ برای آنکه همان‌گونه که هستیم، در زیر آن لعاب پیراسته‌ای که به تماشای جهان می‌سپاریمش، دیده شویم.
— Sep 17, 2026 01:34PM
The Summons of Love


AmirHossein
AmirHossein is on page 50 of 192
بخشی از کتاب در کامنت اول.
— Sep 11, 2026 05:21AM
The Summons of Love


Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)

dateUp arrow    newest »

AmirHossein اسطوره آریستوفانس همچنین سویۀ دیگری از عشق را برجسته می‌سازد که سخت با این معنا در پیوند است و اغلب ما را به بیراهه می‌برد: این واقعیت که میل ما گرایشی شدید به خودشیفتگی دارد. در این اسطوره، هر عاشقی در حسرت پیوستن دوباره به نیمه گم‌شده خویش می‌سوزد؛ آن نیمه‌ی شکافته‌ شده به‌واسطۀ دونیم ساختن زئوس. گرچه در ظاهر چنین می‌نماید که عاشق در پی یکی شدن با فردی دیگر است، اما نگاهی ژرف‌تر آشکار می‌سازد که او صرفا در سودای بازیافتن ساحت‌های گم‌شده هستی خویشتن است. این امر بازتاب‌دهنده آن چیزی‌ست که بسیاری از ما در عشق رمانتیک در آرزویش به سر می‌بریم: مجالی برای بازیابی ابعادی از خویشتن در اویی که عاشقش هستیم. بسی بیش از آنچه باید، می‌کوشیم دیگری را به آینه‌ای نیکنما بدل سازیم تا تصویری دلپذیر از خودمان را به ما بازتاباند. غایت چنین عشقی، کمتر رساندن دو فرد خودآیین به پیوندی مهرآمیز است تا ارضای تمنای خودشیفتگانمان برای کمال خویشتن. غایت بیش از آن‌ که ستودن معشوق باشد، برآوردن خیال خودشکوفایی ماست.


back to top