AmirHossein’s Reviews > The Summons of Love > Status Update
Like flag
AmirHossein’s Previous Updates
AmirHossein
is on page 100 of 192
آیا همین امر ناشناخته نیست که به ما امکان میدهد «دو» باقی بمانیم؟ آیا نه از آن رو که تو را نمیشناسم میدانم که هستی؟
— Oct 13, 2026 03:10PM
AmirHossein
is on page 86 of 192
هرگاه احساس کنیم انسانی جایگزینناپذیر است، او را نه از آن رو که واجد ویژگیهایی خاص است بل به سبب کیستیاش در پیچیدگی گیجکنندهٔ هستیاش دوست میداریم. ما البته چه بسا پارهای از خصلتهایش را ارج نهیم، اما عشق ما به او وابسته به اینها نیست؛ بل کل وجودش را دوست میداریم، همراه با کاستیها و نقصهایش. او را همانگونه که هست، چونان ملغمهای هموارهدگرگونشونده از ویژگیها میپذیریم.
— Oct 11, 2026 12:16PM
AmirHossein
is on page 68 of 192
نوازش افقهایی از تجربه را میگشاید که دستیابی بدانها مستقل از شریکمان برایمان دستنیافتنی بود؛ شیوهایست برای یکی شدن در پناهگاهی از اطمینانبخشی و تکیهٔ متقابل. و هرچند بر سطح تن رخ میدهد، میتواند تا عمیقترین تورفتگیهای هستیمان طنینانداز شود. نوازش به نیاز ما برای فهمیده شدن و لمس گشتن پاسخی ژرف میدهد؛ برای آنکه همانگونه که هستیم، در زیر آن لعاب پیراستهای که به تماشای جهان میسپاریمش، دیده شویم.
— Sep 17, 2026 01:34PM
AmirHossein
is on page 22 of 192
ماری روتی فوقالعادهست؛ اینجا از اون فضای سنگینِ آکادمیک Singularity of being فاصله میگیره و از عشق برای همه طیف خوانندگان صحبت میکنه. بخشی از ترجمهٔ من در کامنت.
— Sep 05, 2026 10:50AM
Comments Showing 1-1 of 1 (1 new)
date
newest »
newest »
message 1:
by
AmirHossein
(new)
-
rated it 5 stars
Sep 11, 2026 05:22AM
چگونگی درهمتنیدگی دو روان، دو تاریخچهی زندگی، در بهترین حالتش مبهم است؛ بنابراین توضیح اینکه چرا پارهای از آدمیان والاترین وجوه وجودمان را برمیکشند، حال آنکه دیگرانی پستترین صفاتمان را عیان میسازند از عهدۀ ما خارج است؛ و اینکه چرا برخی روابط برخلاف همهٔ احتمالات شکوفا میشوند، در حالی که روابطی دیگر با وجود صادقانهترین تلاشهایمان از هم میپاشند، معماییست که هرگز یارای درک تمامعیارش نخواهیم داشت. تکرارهای ناخودآگاه میتوانند به شکستهای تبیینناپذیر در رابطه، کژکارکردها و پایانهایی آشفته بینجامد. مثلا عاشقان میتوانند همواره با یکدیگر یا با زمانبندی گشودگی عاطفی یکدیگر ناهماهنگ باشند. یکی به تقاطع عاطفی میرسد، با بیتابیای فزاینده به انتظار دیگری مینشیند، و در فرجام کار برای نجات سلامت روان و حرمت نفس خویش، آنجا را ترک میگوید. آنگاه که دیگری، پس از گرد آوردن شجاعت و وضوح لازم، سرانجام از راه میرسد، هیچکس را در انتظار خویش نمییابد. در حالی که نفر نخست عشق را از کف میدهد چرا که بسیار شتابان دست به عمل میزند، نفر دوم آن را از دست میدهد زیرا بسیار کُند گام برمیدارد. هیچیک سزاوار سرزنش نیست؛ با این حال، هر دو مسئولاند.
reply
|
flag

