مهسا’s Reviews > حلاج الأسرار > Status Update

مهسا
مهسا is on page 100 of 217
بسا مهرا که می‌پرداخت از نور،
نمی‌شد مهرت اما، یک نفس، دور:
نیالودم،به آب،از تشنگی،کام،
ندیدم تا خیالی از تو در جام،
وگر می‌شد به سویت آیم، ای یار،
به سر ره می‌بریدم یا به رخسار.
Jul 30, 2017 06:39AM
حلاج الأسرار

flag

مهسا’s Previous Updates

مهسا
مهسا is on page 86 of 217
آیا ابلیس از آن می‌گرید که خودش دنیا را از دست داده؟ یا بر دنیایی می‌گرید که خودْ از دست رفته؟
Jun 05, 2018 12:22AM
حلاج الأسرار


مهسا
مهسا is on page 76 of 217
ایّهاالناس، فغان از الله! ایّهاالناس، الغیاث! دادِ من از خدای بستانید که مرا درربوده از خویش و به خویشم باز نمی‌خواهد داد.
Jun 03, 2018 11:40PM
حلاج الأسرار


مهسا
مهسا is on page 55 of 217
با هلالِ رمضان، حلّاجْ آهنگِ روزه دادی و تا عیدْ روزه نگشادی! (یعنی یک‌ماهِ تمام رو هیچّی نخورده)
ماهی که تمامْ خود، همه‌شب، ختمِ قرآن کردی به دو رکعت و خود، همه‌روز به دو سَد رکعت.

تا هلالِ عید، آن‌گاه، سیاه پوشیدی که «ای سیاه‌نامه، اینَت جامه!»
Jun 02, 2018 11:00PM
حلاج الأسرار


مهسا
مهسا is on page 37 of 217
«این بندگانِ تو در خونِ من افتاده‌اند از گرمیِ دین، تا مگر قربِ تو جویند به کشتنِ من. پس بر ایشان مگیر!»

اولین قطعه‌ی اخبار حلّاج (مناعی) رو نامجو خونده و خیلی هم خوش خونده:
https://soundcloud.com/soheilysf/mohs...
Jun 02, 2018 12:07AM
حلاج الأسرار


مهسا
مهسا is on page 126 of 217
Aug 01, 2017 09:18AM
حلاج الأسرار


مهسا
مهسا is on page 12 of 217
من همان شیخ کبیرم،
پایه‌ای دارم بلند؛
پس شدم طفلی،
مرا
این دایگان،گهواره‌بند،
مامنم زیر لحدها
در میان شوره‌زاران؛
مادرم زایید،
آری،
والدِ خویش(این عجب دان!)
دخترانم نیز گشتند،آه،یکسر خواهرانم؛
نیست این کارِ زمانه،
نیست این کارِ زنا هم.
Jul 30, 2017 04:38AM
حلاج الأسرار


مهسا
مهسا is on page 6 of 217
«نابینای بینایم،دانای نادانم،و اینک سخنان من که،هرگاه بخواهم،وارون می‌گردد»


معما:الله

دلم مشغولِ حرفی چار:
تیشه‌ای بر ریشه‌ی اندوهِ اندیشه.


الف
عینِ تَالُف
خلق را با خلق.

لامی بر ملامت؛
گو ملالت بار

و لامی ضربِ لامی؛
بارشی رگبار.

و هایی در هلاکم.
آه!
دانستی؟
Jul 29, 2017 09:08AM
حلاج الأسرار


مهسا
مهسا is on page 4 of 217
آدم را پرسیدند:«که از روزگار،عمرت کدام‌وقت خوش‌تر بود؟» گفت:«آن دویست سال که بر سنگی برهنه نشسته بودم و در فرقت بهشت نوحه و گریه می‌کردم.» گفتند:«چرا؟» گفت:«گفت زیرا که هرروز جبرئیل آمدی،گفتی: ملک تعالی گوید: ای آدم! بنال،که من که من که آفریدگارم،ناله و نوحه‌ی تو دوست می‌دارم»

تفسیر سوره‌ی یوسف
احمد بن محمد بن زید طوسی
Jul 29, 2017 07:30AM
حلاج الأسرار


مهسا
مهسا is on page 3 of 217
برای بار دوم میخونمش و مسلما این آخرین بار نخواهد بود
Jun 29, 2017 07:01AM
حلاج الأسرار


No comments have been added yet.