Abolfazl’s Reviews > کلیدر، جلد اوّل و دوّم > Status Update
Abolfazl
is on page 130 of 617
کشنده تر از این چیست که آدم به کاری خلاف طبعش واداشته شود؟ کاری که آن از یک سوی می رود و تو از دیگر سوی. کاری از آنگونه که بر خلاف تو می رود. چنین لحظه هایی سرآمدنی نیستند. کش می آیند، دراز می یابند، سنگین می شوند، خمار و تنبل می شوند. زندگانی کُند می شود، از خود وا می ماند و آدمی احساس می کند در برکه ای راکد ماندگار شده است. برکه ای بی خیال جنبش در سر. خری در گل مانده.
— Mar 27, 2020 07:33AM
10 likes · Like flag
Abolfazl’s Previous Updates
Abolfazl
is on page 40 of 617
غروب. غروبی تازه بود. وضع و حالی تازه بود. بیابانی تازه. مارال تا امروز بسیار بر این بیابان و غروب گذر کرده بود، اما آن را چنین به جان احساس نکرده بود. روز رنگی دیگر می گیرد هنگام که روزگار تو زیر و زبر شده است. غروب سرخ است یا تیره؟ تو چگونه اش می بینی؟ تا چگونه اش بینی! شب نورباران است، هنگام که قلب تو برفروز باشد. غروب گنگ است، اگر مارال قلبی گنگ داشته باشد، اگر روحی گنگ داشته باشد. غروب گنگ بود.
— Mar 26, 2020 09:49AM
Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)
date
newest »
newest »
message 1:
by
Sana
(new)
Mar 28, 2020 07:59AM
اینقدر دوست دارم بخونمش 😍😍☹️
reply
|
flag

