Parisa’s Reviews > کنسرت تارهای ممنوعه > Status Update
Parisa
is on page 114 of 118
داستان "کالبدشکافی یک شخصیت داستانی" تا به اینجا که یک داستان به پایان کتاب مونده، بهترین قصه از نظر من بوده! یه روایت پلیسی اما در عین حال کاملا غیرپلیسی و بلکه کند و کاوی ادبی یا دفاعیهای از یک روایت پیشتر نوشتهشده که مضمونی گنگ و عاشقانه داره. با این روایت نویسنده قدم تو قصههای خودش میذاره و از خودش میگه. شناختی از خود به ما میده، یا حداقل تصویری را که میخواد از او و قصههاش داشته باشیم!
— Jun 13, 2024 09:57AM
Like flag
Parisa’s Previous Updates
Parisa
is on page 90 of 118
داستان بسیار کوتاهِ "منظر"، نمونهی عالی توصیفات دقیق جزئیات یک اتاق است. از این نظر برای من ارزش خاصی داره چون دقت، ایجاز و سوژههای ملموس در توصیف خیلی به کارم میاد. ذخیره بشه برای استفاده!
— Jun 12, 2024 06:25AM
Parisa
is on page 25 of 118
قصه ی حفاظ سرد منو یاد روایت واقعی یکی از بچه های دانشگاه تبریز انداخت که تو سربازی اجباری
بهش پست ماموراعدام داده بودن
موقعیت راوی مشابه این داستان بود
— Jun 10, 2024 05:50AM
بهش پست ماموراعدام داده بودن
موقعیت راوی مشابه این داستان بود
Parisa
is on page 18 of 118
قصه ی آن شب ماه نبود رو نپسندیدم.
اول از بابت توصیفات مفصل تیغ و خون و زخم چون شخصاً انتخابم نیست تو این وانفسا حالم رو با خوندن قصه هم بد کنم!
دوم از بابت روایت گنگ و تداخل راوی و شخصیت سوم «او». خوانش سخت و غیرجذابی بود حداقل برای منی که انتظار تجربه ی مطالعه ی روان و شیرین از قصه خوانی داشتم.
— Jun 10, 2024 05:49AM
اول از بابت توصیفات مفصل تیغ و خون و زخم چون شخصاً انتخابم نیست تو این وانفسا حالم رو با خوندن قصه هم بد کنم!
دوم از بابت روایت گنگ و تداخل راوی و شخصیت سوم «او». خوانش سخت و غیرجذابی بود حداقل برای منی که انتظار تجربه ی مطالعه ی روان و شیرین از قصه خوانی داشتم.

