Agir(آگِر)’s Reviews > حجم سبز > Status Update
Agir(آگِر)
is 30% done
آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
.بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
.دورها آوایی است که مرا می خواند
— Jan 24, 2016 11:36AM
آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
.بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
.دورها آوایی است که مرا می خواند
Like flag
Agir(آگِر)’s Previous Updates
Agir(آگِر)
is 60% done
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
،و دل از آرزوی مروارید
همچنان خواهم راند
"دور باید شد، دور"
مرد آن شهر اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
.هیچ آیینه تالاری، سرخوشی ها را تکرار نکرد
.چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
.دور باید شد، دور
همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند
— Jan 28, 2016 09:48AM
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
،و دل از آرزوی مروارید
همچنان خواهم راند
"دور باید شد، دور"
مرد آن شهر اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
.هیچ آیینه تالاری، سرخوشی ها را تکرار نکرد
.چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
.دور باید شد، دور
همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند
Agir(آگِر)
is 40% done
روزی
.خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
.در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدتان پر خواب! سیب
.آوردم، سیب سرخ خورشید
.خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد
.زن زیبای جذامی را، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید
!کور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ
— Jan 28, 2016 09:32AM
روزی
.خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
.در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدتان پر خواب! سیب
.آوردم، سیب سرخ خورشید
.خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد
.زن زیبای جذامی را، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید
!کور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ
Agir(آگِر)
is 36% done
خانه دوست كجاست؟
در فلق بود كه پرسيد سوار
آسمان مكثي كرد
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت
به تاريكي شبها بخشيد و به انگشت
نشان داد سپيداري و گفت
..نرسيده به درخت
— Jan 26, 2016 10:48AM
خانه دوست كجاست؟
در فلق بود كه پرسيد سوار
آسمان مكثي كرد
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت
به تاريكي شبها بخشيد و به انگشت
نشان داد سپيداري و گفت
..نرسيده به درخت
Agir(آگِر)
is 35% done
.باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
.حرفی از جنس زمان نشنیدم
.هیچ چشمی ، عاشقانه به زمین خیره نبود
.کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
.هیچ کسی زاغچه یی را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یک ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم
حوری
-دختر بالغ همسایه-
پای کمیاب ترین نارون روی زمین
.فقه می خواند
— Jan 25, 2016 10:54AM
.باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
.حرفی از جنس زمان نشنیدم
.هیچ چشمی ، عاشقانه به زمین خیره نبود
.کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
.هیچ کسی زاغچه یی را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یک ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم
حوری
-دختر بالغ همسایه-
پای کمیاب ترین نارون روی زمین
.فقه می خواند
Agir(آگِر)
is on page 7 of 174
،کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
..میان دو دیدار قسمت کنیم
در این کوچه هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم
من از سطح سیمانی قرن می ترسم
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور ازشب اصطکاک فلزات
اگر کاشف معدن صبح آمد،صدا کن مرا
و من، درطلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو،بیدارخواهم شد
و آن وقت
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم،و افتاد
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم،و تر شد
— Jan 23, 2016 08:35AM
،کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
..میان دو دیدار قسمت کنیم
در این کوچه هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم
من از سطح سیمانی قرن می ترسم
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور ازشب اصطکاک فلزات
اگر کاشف معدن صبح آمد،صدا کن مرا
و من، درطلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو،بیدارخواهم شد
و آن وقت
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم،و افتاد
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم،و تر شد
Agir(آگِر)
is on page 6 of 174
در ابعاد این عصر خاموش
.من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
.بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
.و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد
خاصیت عشق این است
— Jan 22, 2016 10:04AM
در ابعاد این عصر خاموش
.من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
.بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
.و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد
خاصیت عشق این است
Agir(آگِر)
is on page 3 of 174
.سفرهایی ترا در کوچه هاشان خواب می بینند
ترا در قریه های دور مرغانی بهم تبریک
.می گویند
چرا مردم نمی دانند
،که لادن اتفاقی نیست
نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آبهای شط دیروز است؟
چرا مردم نمی دانند
که در گل های ناممکن هوا سرد است؟
— Jan 21, 2016 11:19AM
.سفرهایی ترا در کوچه هاشان خواب می بینند
ترا در قریه های دور مرغانی بهم تبریک
.می گویند
چرا مردم نمی دانند
،که لادن اتفاقی نیست
نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آبهای شط دیروز است؟
چرا مردم نمی دانند
که در گل های ناممکن هوا سرد است؟
Agir(آگِر)
is on page 2 of 174
،زن زیبایی آمد لب رود
:آب را گل نکنیم
.روی زیبا دو برابر شده است
— Jan 21, 2016 03:54AM
،زن زیبایی آمد لب رود
:آب را گل نکنیم
.روی زیبا دو برابر شده است

