Status Updates From حجم سبز
حجم سبز by
Status Updates Showing 1-24 of 24
Sahar
is finished
در درل من چیزی است، مثل یک بیشه ی نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دور ها آوایی است، که مرا می خواند
— Sep 20, 2017 12:48PM
Add a comment
و چنان بی تابم که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دور ها آوایی است، که مرا می خواند
Mohsen
is on page 12 of 174
صدا كن مرا
صداي تو خوب است
صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد
روبروي مغازه ستاد رئيسي هستش و داد و هوارشون تو اسمونه
تنها چيزي هم كه باعث ميشه نرم بحث كنم، آرامشِ همين كتابه...
— May 14, 2017 11:54PM
Add a comment
صداي تو خوب است
صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد
روبروي مغازه ستاد رئيسي هستش و داد و هوارشون تو اسمونه
تنها چيزي هم كه باعث ميشه نرم بحث كنم، آرامشِ همين كتابه...
Mohsen
is on page 12 of 174
صدا كم مرا
صداي تو خوب است
صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد
روبروي مغازه ستاد رئيسي هستش و داد و هوارشون تو اسمونه
تنها چيزي هم كه باعث ميشه نرم بحث كنم، آرامشِ همين كتابه...
— May 14, 2017 11:31PM
Add a comment
صداي تو خوب است
صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد
روبروي مغازه ستاد رئيسي هستش و داد و هوارشون تو اسمونه
تنها چيزي هم كه باعث ميشه نرم بحث كنم، آرامشِ همين كتابه...
Nariman
is on page 120 of 174
هر چه دشنام ، از لب ها خواهم بر چيد.
هر چه ديوار ، از جا خواهم بركند.
رهزنان را خواهم گفت : كارواني آمد بارش لبخند!
— Feb 24, 2016 07:48AM
Add a comment
هر چه ديوار ، از جا خواهم بركند.
رهزنان را خواهم گفت : كارواني آمد بارش لبخند!
Nariman
is on page 90 of 174
یاد من باشد ، هر چه پروانه که می افتد در آب ، زود از آب در آرم.
یاد من باشد کاری نکنم ، که به قانون زمین بر بخورد.
یاد من باشد تنها هستم.
ماه بالای سر تنهایی است.
— Feb 23, 2016 11:12PM
Add a comment
یاد من باشد کاری نکنم ، که به قانون زمین بر بخورد.
یاد من باشد تنها هستم.
ماه بالای سر تنهایی است.
Nariman
is on page 80 of 174
برگ ها می ریزد. مادرم صبحی گفت : موسم دلگیری است. من به او گفتم : زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست.
— Feb 23, 2016 04:12AM
Add a comment
Nariman
is on page 60 of 174
یک نفر دیشب مرد و هنوز نان گندم خوب است و هنوز آب می ریزد پایین، اسب ها می نوشند.
— Feb 21, 2016 12:51PM
Add a comment
Nariman
is on page 40 of 174
و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است
— Feb 15, 2016 05:07AM
Add a comment
و خاصیت عشق این است
Nariman
is on page 20 of 174
سفر هایی تو را در کوچهاشان خواب می بینند.
تو را در قریه هایی دور مرغانی به هم تبریک می گویند.
— Feb 12, 2016 09:14AM
Add a comment
تو را در قریه هایی دور مرغانی به هم تبریک می گویند.
Arash Esmaeili
is 60% done
هیچ ارتباطی با اشعار سهراب برقرار نمیکنم
— Feb 07, 2016 01:48PM
Add a comment
Nariman
is on page 10 of 174
زن زیبایی آمد لب رود،
آب را گل نکنیم:
روی زیبا دو برابر شده است
— Feb 05, 2016 02:00AM
Add a comment
آب را گل نکنیم:
روی زیبا دو برابر شده است
Agir(آگِر)
is 60% done
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
،و دل از آرزوی مروارید
همچنان خواهم راند
"دور باید شد، دور"
مرد آن شهر اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
.هیچ آیینه تالاری، سرخوشی ها را تکرار نکرد
.چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
.دور باید شد، دور
همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند
— Jan 28, 2016 09:48AM
Add a comment
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
،و دل از آرزوی مروارید
همچنان خواهم راند
"دور باید شد، دور"
مرد آن شهر اساطیر نداشت
زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود
.هیچ آیینه تالاری، سرخوشی ها را تکرار نکرد
.چاله آبی حتی، مشعلی را ننمود
.دور باید شد، دور
همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند
Agir(آگِر)
is 40% done
روزی
.خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
.در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدتان پر خواب! سیب
.آوردم، سیب سرخ خورشید
.خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد
.زن زیبای جذامی را، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید
!کور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ
— Jan 28, 2016 09:32AM
Add a comment
روزی
.خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد
.در رگ ها، نور خواهم ریخت
و صدا خواهم در داد: ای سبدتان پر خواب! سیب
.آوردم، سیب سرخ خورشید
.خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد
.زن زیبای جذامی را، گوشواره ای دیگر خواهم بخشید
!کور را خواهم گفت: چه تماشا دارد باغ
Agir(آگِر)
is 36% done
خانه دوست كجاست؟
در فلق بود كه پرسيد سوار
آسمان مكثي كرد
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت
به تاريكي شبها بخشيد و به انگشت
نشان داد سپيداري و گفت
..نرسيده به درخت
— Jan 26, 2016 10:48AM
Add a comment
خانه دوست كجاست؟
در فلق بود كه پرسيد سوار
آسمان مكثي كرد
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت
به تاريكي شبها بخشيد و به انگشت
نشان داد سپيداري و گفت
..نرسيده به درخت
Agir(آگِر)
is 35% done
.باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
.حرفی از جنس زمان نشنیدم
.هیچ چشمی ، عاشقانه به زمین خیره نبود
.کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
.هیچ کسی زاغچه یی را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یک ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم
حوری
-دختر بالغ همسایه-
پای کمیاب ترین نارون روی زمین
.فقه می خواند
— Jan 25, 2016 10:54AM
Add a comment
.باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
.حرفی از جنس زمان نشنیدم
.هیچ چشمی ، عاشقانه به زمین خیره نبود
.کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
.هیچ کسی زاغچه یی را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یک ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم
حوری
-دختر بالغ همسایه-
پای کمیاب ترین نارون روی زمین
.فقه می خواند
Agir(آگِر)
is 30% done
آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
.بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
.دورها آوایی است که مرا می خواند
— Jan 24, 2016 11:36AM
Add a comment
آری
تا شقایق هست، زندگی باید کرد
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
.بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
.دورها آوایی است که مرا می خواند
Agir(آگِر)
is on page 7 of 174
،کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
..میان دو دیدار قسمت کنیم
در این کوچه هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم
من از سطح سیمانی قرن می ترسم
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور ازشب اصطکاک فلزات
اگر کاشف معدن صبح آمد،صدا کن مرا
و من، درطلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو،بیدارخواهم شد
و آن وقت
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم،و افتاد
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم،و تر شد
— Jan 23, 2016 08:35AM
Add a comment
،کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
..میان دو دیدار قسمت کنیم
در این کوچه هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم
من از سطح سیمانی قرن می ترسم
مرا خواب کن زیر یک شاخه دور ازشب اصطکاک فلزات
اگر کاشف معدن صبح آمد،صدا کن مرا
و من، درطلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو،بیدارخواهم شد
و آن وقت
حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم،و افتاد
حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم،و تر شد
Agir(آگِر)
is on page 6 of 174
در ابعاد این عصر خاموش
.من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
.بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
.و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد
خاصیت عشق این است
— Jan 22, 2016 10:04AM
Add a comment
در ابعاد این عصر خاموش
.من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
.بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
.و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد
خاصیت عشق این است
Agir(آگِر)
is on page 3 of 174
.سفرهایی ترا در کوچه هاشان خواب می بینند
ترا در قریه های دور مرغانی بهم تبریک
.می گویند
چرا مردم نمی دانند
،که لادن اتفاقی نیست
نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آبهای شط دیروز است؟
چرا مردم نمی دانند
که در گل های ناممکن هوا سرد است؟
— Jan 21, 2016 11:19AM
Add a comment
.سفرهایی ترا در کوچه هاشان خواب می بینند
ترا در قریه های دور مرغانی بهم تبریک
.می گویند
چرا مردم نمی دانند
،که لادن اتفاقی نیست
نمی دانند در چشمان دم جنبانک امروز برق آبهای شط دیروز است؟
چرا مردم نمی دانند
که در گل های ناممکن هوا سرد است؟
Agir(آگِر)
is on page 2 of 174
،زن زیبایی آمد لب رود
:آب را گل نکنیم
.روی زیبا دو برابر شده است
— Jan 21, 2016 03:54AM
Add a comment
،زن زیبایی آمد لب رود
:آب را گل نکنیم
.روی زیبا دو برابر شده است



