Shaghayegh’s Reviews > پروست و من > Status Update
Shaghayegh
is on page 64 of 192
دارم مرزهای خوداسپویلی "در جستجوی زمان از دست رفته" رو جابجا میکنم. البته این بازی کثیف از مهدی سحابی شروع شد.
— Aug 05, 2024 02:09PM
32 likes · Like flag
Shaghayegh’s Previous Updates
Shaghayegh
is finished
آقای اخوت، بارت دستش از این دنیا درسته کوتاهه ولی اینم رسم تازوندنت نبود. سر ریویو آروم نمیگیگیرم.
— Aug 12, 2024 10:47AM
Comments Showing 1-10 of 10 (10 new)
date
newest »
newest »
message 1:
by
Mona
(new)
Aug 05, 2024 06:35PM
الان که دیدم داری یه چیزی از بارت هم میخونی درباره شاهکار پروست، یاد یه چیزی افتادم که توی کتاب ساختارگرایی در ادبیات اسکولز خونده بودم. یه مقایسهای بین بارت و ژنت. اینکه چرا ما بارها و بارها از بارت میشنویم و از ژنت نه. اون میگه به دلیل اینکه ارزش ادبی خود متن در مورد آثار بارت مطرحه و درباره ژنت نه. ژنت یه جعبهابزار حسابی به دستت میده. یه موشکافی و نقد علمی دقیق فارغ از لفظپردازی (همون کتاب گفتمان حکایت). برعکس بارت که متنش فیذاته هم انگار مهمه. ژنت یه جورایی پدر شناخت روایته (اگه این تعبیرهای پدر-مادری درست باشه) ولی ما کمتر اسمش رو میشنویم. چون کارش رو کرده و ماحصلش رو داده به نفرات بعدی و خودش رو به تاریخ سپرده. مثل هزاران نفر دیگه که چیزی رو در تاریخ علم جلو بردن و دادن دست نفر بعدی و فراموش شدن.
reply
|
flag
داشتم فکر میکردم که شاید اگر کل داستان برامون اسپویل بشه، بهتر هم باشه. چون دیگه تهش رو میدونیم و به جای حرص خوردن از دست شخصیتها، بیشتر به قلم پروست توجه میکنیم. مثل بازخوانی یک اثر که دیگه توش اون هیجان اولیه رو آدم نداره و به نکاتی توجه میکنه که توی خوانش اول، به خاطر توجه زیاد به داستان ازشون غافل بوده. (دارم خودم رو دلداری میدم)
Mona wrote: "الان که دیدم داری یه چیزی از بارت هم میخونی درباره شاهکار پروست، یاد یه چیزی افتادم که توی کتاب ساختارگرایی در ادبیات اسکولز خونده بودم. یه مقایسهای بین بارت و ژنت. اینکه چرا ما بارها و بارها از ب..."حالا که بارت رو میخونم متوجه حرفت میشم اما هنوز از ژنت ایدهای ندارم. الان تو این کتاب، جوری بارت لفاظی میکنه و متنش به زیباییها آراستهست که برای من خواننده طوری پیش نمیره که بتونم چطور فکر کردن رو یاد بگیرم. ولی تفاسیرت از ژنت جوریه که فکر میکنم کاربردیتره. منتهی خیلی غمناکه که انقدر گمنام مونده :)
Mona wrote: "حالا من نمیفهمم دقیقا چرا ولی انگار احترام قلبیم به روش امثال ژنت بیشتره:)"به گمونم بعدها باهات همنظر باشم. چون موقع خوندن ازش میتونم به مقایسه و دیدگاه بهتری برسم.
Niloo wrote: "داشتم فکر میکردم که شاید اگر کل داستان برامون اسپویل بشه، بهتر هم باشه. چون دیگه تهش رو میدونیم و به جای حرص خوردن از دست شخصیتها، بیشتر به قلم پروست توجه میکنیم. مثل بازخوانی یک اثر که دیگه توش..."بگم یاد چی افتادم؟ هری تو فیلم when Harry met Sally که میگفت:
وقتی یه کتاب جدید میگیرم همیشه صفحهی آخر رو اول از همه میخونم. اینجوری اگه من قبل از اینکه کتاب رو تموم کنم هم بمیرم، میدونم آخرش چی شد.
ولی خب به طرز عجیبی تا میخواد اسپویل کنه رد میکنم. یه خودآزاری عجیبی که گاهی به شکست میانجامه. دلم نمیخواد حس لحظهای که به فلان اتفاقات میرسم رو نابود کنه.
@shaghayegh چه یادآوری شیرینی
با حرفت موافقم. یه جور دوراهی عجیبه که تصمیمگیری رو سخت میکنه. فعلا باید این کتابهای جانبی رو یک چشمی بخونیم تا بعد😅
Niloo wrote: "@shaghayegh چه یادآوری شیرینی
با حرفت موافقم. یه جور دوراهی عجیبه که تصمیمگیری رو سخت میکنه. فعلا باید این کتابهای جانبی رو یک چشمی بخونیم تا بعد😅"
دقیقا همینجوری دارم پیش میبرم 🫣
آدم نمیدونه با این حرکت داره گل به خودی میزنه یا چی.


