Syd Amir > Syd's Quotes

Showing 1-30 of 39
« previous 1
sort by

  • #1
    علی صفایی حائری
    “حجاب یعنی سنگ راه نشوی”
    علی صفایی حائری

  • #2
    Morteza Avini
    “اگر مقصد پرواز است قفس ویران بهتر
    پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند از ویرانی لانه اش نمی هراسد”
    سید مرتضی آوینی

  • #3
    علي بن أبي طالب
    “آنچه با سکوت از دست می دهی آسان تر از آن است که با سخن از دست برود”
    امام علی بن ابی طالب / Imam Ali ibn Abi Talib

  • #4
    Reza Amirkhani
    “ره بر همان قدر که ره بر تیم حفاظت است، ره بر مردم نیز هست، ره بر نیروی انتظامی، ره بر چتربازان مرز نشین، ره بر جوانان برومند،ره بر پیرمردان بی دندان، ره بر فرزندان بی کس شهدا، ره بر راننده های فرمان داری، ره بر پسران نماز جمعه، ره بر دختران خیابان، ره بر هپی برادرز، ره بر خواهران زینب، ره بر چپ، ره بر راست، ره بر استان دار، رهبر فرمان دار، ره بر بلوچ، ره بر زابل، ره بر سیستان، ره بر شیعه، ره بر سنی، ره برکرد و ترک و ترکمن، ره بر یاروها، ره بر بچه های نشر آثار،ره بر بچه های مخالف نظام...”
    رضا امیرخانی, داستان سیستان: ۱۰ روز با ره‌بر

  • #5
    “گفتم: چشمم، گفت: به راهش می‌دار

    گفتم: جگرم، گفت: پر آهش می‌دار

    گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل

    گفتم: غم تو، گفت: نگاهش می‌دار”
    ابوسعید ابوالخیر

  • #6
    Ludwig Wittgenstein
    “لا شيء أصعب من تجنب خداع المرء لنفسه.”
    Ludwig Wittgenstein

  • #7
    گروس عبدالملکیان
    “دختران شهر
    به روستا فکر می کنند
    دختران روستا
    در آرزوی شهر می میرند
    مردان کوچک
    به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند
    مردان بزرگ
    در آرزوی آرامش مردان کوچک
    می میرند
    کدام پل
    در کجای جهان
    شکسته است
    که هیچکس به خانه اش نمی رسد”
    گروس عبدالملکیان

  • #8
    Morteza Avini
    “عجب از ما واماندگان زمین گیر که در جستجوی شهدا به قبرستان ها می آییم. این خود دلیلی است بر آنکه از حقیقت عالم هیچ نمی دانیم. مرده آنست که نصیبی از حیات طیبه شهدا ندارد و اگر چنین است از ما مرده تر کیست؟
    شهدا شاهد بر باطن و حقیقت عالمند و هم آنانند که به دیگران حیات می بخشند”
    سید مرتضی آوینی

  • #9
    قیصر امین‌پور
    “شهیدی که برخاک می‌خفت

    سرانگشت در خون خود می‌زد و می‌نوشت

    به امید پیروزی واقعی

    نه در جنگ

    که بر جنگ”
    قیصر امین پور

  • #10
    قیصر امین‌پور
    “حرف‌های ما هنوز ناتمام...
    تا نگاه می‌کنی:
    وقت رفتن است
    باز هم همان حکایت همیشگی!
    پیش از آنکه باخبر شوی
    لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌شود
    آی...
    ای دریغ و حسرت همیشگی!
    ناگهان
    چقدر زود
    دیر می‌شود”
    قيصر امين‌پور / Gheysar Amin Pour, مجموعه کامل اشعار قیصر امین‌پور

  • #11
    Sohrab Sepehri
    “زندگي يعني: يك سار پريد.
    از چه دلتنگ شدي؟
    دلخوشي‌ها كم نيست: مثلا اين خورشيد،
    كودك پس‌فردا،
    كفتر آن هفته.

    يك نفر ديشب مرد
    وهنوز، نان گندم خوب است.
    وهنوز، آب مي‌ريزد پايين، اسب‌ها مي‌نوشند.”
    سهراب سپهری, حجم سبز

  • #12
    محمدکاظم کاظمی
    “شمشیر روی نقشه جغرافیا دوید
    این‌سان برای ما و تو میهن درست شد
    یعنی که از مصالح دیوار دیگران
    یک خاکریز بین تو و من درست شد”
    محمد کاظم کاظمی

  • #13
    سید حسن حسینی
    “غلام همت آن کلماتم که آتش انگیزد.”
    سید حسن حسینی

  • #14
    نادر ابراهیمی
    “آنچه هنوز تلخ ترین پوزخند مرا برمی انگیزد "چیزی شدن" از دیدگاه آنهاست. آنها میخواهند ما را در قالب های فلزی خود جای دهند. آنها با اعداد کوچک به ما حمله میکنند. آنها با صفر مطلقشان به جنگ عمیق ترین و جاذب ترین رویاها می آیند.”
    نادر ابراهیمی, بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

  • #15
    Stephen W. Hawking
    “Quiet people have the loudest minds.”
    Stephen Hawking

  • #16
    “دل به نوشتن آرام گیرد”
    امام صادق علیه السلام

  • #17
    Nizami Ganjavi
    “دوستی با مردم دانا نکوست
    دشمن دانا به‌از نادان دوست”
    نظامی

  • #18
    Muhammad Husayn Tabatabai
    “آری تنها یک مسئله‌ی اساسی مطرح است:
    تشخیص سایه‌ی وجود از اصل وجود”
    علامه طباطبایی

  • #19
    “ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن
    خیری ندیده ایم از این اختیارها
    باید برای دیدن تو "مهزیار" شد
    یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها
    دیگر برای تو صدقه رد نمیکنم
    بیهوده نیست اینکه گره خورده کارها
    یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود
    اما مسیر تو به من افتاد بارها
    شب ها بدون آمدنت صبح می شوند
    برگرد ای توسل شب زنده دارها
    این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند
    یا ایها العزیز تمام ندارها”
    علی اکبر لطیفیان

  • #20
    Mulla Sadra
    “من از اینکه مدتی عمرم را در مطالعه ی آرای فیلسوف نماها و بحث و جدل های اهل کلام ضایع کردم بارها از درگاه خدا استغفار نمودم.”
    Mulla Sadra, الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة ج1

  • #21
    بیژن نجدی
    “ستوان پرسید:چرا می دویدید؟
    مرتضی گفت:واسه این که صدای پاهام پشت سرم بود..خوشم می آمد.سالها بود که اونطوری جلوی خودم راه نرفته بودم.تازه مگر چند قدم دویدم.شاید از مثلا میز شما تا اون پنجره.این که اسمش دویدن نیس...هس؟”
    بیژن نجدی, یوزپلنگانی که با من دویده‌اند

  • #22
    Bob Marley
    “هرگز نخواهی فهمید که چه قدر قوی هستی مگر زمانی که تنها راهت آن باشد که قوی باشی”
    Bob Marley

  • #23
    “ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت
    به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست”
    حافظ, غزلیات خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی

  • #24
    Susan Sontag
    “نویسندگان بزرگ یا شوهرند یا معشوق. برخی نویسندگان فضایل استوار یک شوهر را به ما عرضه می‌کنند: قابل اتکا، فهیم، سخی، برازنده. در سوی دیگر نویسندگانی قرار دارند که در آن‌ها قابلیت‌های یک معشوق را ستایش می‌کنیم، قابلیت‌هایی که از طبیعت و مزاج برمی‌آیند تا فضیلت اخلاقی. زن‌ها به شکلی عجیب ویژگی‌هایی چون بی‌ثباتی، خودخواهی، غیرقابل‌اتکا بودن، و خشونت را که در مورد شوهر هرگز با آن‌ها کنار نمی‌آیند در معشوق خود می‌پذیرند، به شرط آن‌که در عوض نوعی هیجان و فوران احساسی شدید را تجربه کنند. به همین سیاق، خوانندگان نیز با فهم‌ناپذیری، وسواسی بودن، حقایق دردناک، دروغ، یا دستور زبان بد کنار می‌آیند-اگر در عوض نویسنده امکان چشیدن عواطفی کمیاب و احساساتی خطرناک را در اختیارشان قرار دهد. و همان‌طور که در زندگی وجود شوهر و معشوق هر دو ضروری است، در هنر نیز چنین است. باعث تاسف است که ناگزیر باشیم میان آن‌ها دست به انتخاب بزنیم
    .”
    Susan Sontag, Against Interpretation and Other Essays

  • #25
    Orhan Pamuk
    “دوست داشتم از تو دروغی بشنوم
    زیرا انسان تنها زمانی دروغ میگوید
    که ترس از دست دادن چیزی او را آشفته کند”
    Orhan Pamuk

  • #26
    عطار نیشابوری
    “... و گفت : به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو می شد.
    {ذکر بایزید بسطامی - تذکره الاولیا}”
    عطار نیشابوری

  • #27
    نزار قباني
    “إن الحروف تموت حين تقال”
    نزار قباني, الرسم بالكلمات

  • #28
    Oriana Fallaci
    “عادت بدترین بیماریه. کاری می کنه که آدم به هر بدبختی و هر دردی سر خم کنه و بتونه کنار آدمای نفرت انگیز دووم بیاره”
    Oriana Fallaci, A Man

  • #29
    Muhammad Taqi Jafari
    “به عقیده ما، بشر یك میلیون اشتباه ندارد، بلكه تنها و تنها، یك اشتباه مرتكب شده است و آن این است كه‌: هدف و ایده‌آل زندگی‌ِ خود را نمی‌داند.”
    محمدتقی جعفری

  • #30
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    “آخرین برگ سفرنامه باران این است،
    که زمین چرکین است...”
    محمدرضا شفیعی کدکنی



Rss
« previous 1