Mohammad Ranjbari > Mohammad's Quotes

Showing 1-30 of 44
« previous 1
sort by

  • #1
    Elbert Hubbard
    “To avoid criticism say nothing, do nothing, be nothing.”
    Elbert Hubbard, Little Journeys to the Homes of the Great Vol. 3: American Statesmen

  • #2
    Johann Wolfgang von Goethe
    “This is the true measure of love: when we believe that we alone can love, that no one could ever have loved so before us, and that no one will ever love in the same way after us.”
    Johann Wolfgang von Goethe
    tags: love

  • #3
    مصطفی ملکیان
    “فرزانه وار زیستن یعنی چنان زندگی کنیم که فایده زندگی کردن به حداکثر ممکن برسد و هزینه آن به حداقل”
    مصطفی ملکیان

  • #4
    Albert Camus
    “Don’t walk in front of me… I may not follow
    Don’t walk behind me… I may not lead
    Walk beside me… just be my friend”
    Albert Camus

  • #5
    سیدعلی صالحی
    “بانا...بانا...خونانا
    كولبران به راهِ كوه
    لب هاى هزار شهريورِ تشنه را
    به گشتِ زبان خود...خيس مى كنند؛
    تنفسِ تندِ آخرين تنگه
    !بوىِ بدآيندِ باروت گرفته است

    بانا...بانا...خونانا
    با نانِ بُريده
    ،بر دو دست قَسَم
    اين سينه من است
    .كه از مرزِ ماشه و گهواره هاى ماه مى گذرد

    بانا...بانا...خونانا
    كِل مى زند
    :زن باردارى در بِسملِ بلوط
    كُردِ كولبرِ من آيا
    از خنجِ صخره و سيهه اژدها
    خواهد گذشت؟! بانا... بانا...خونانا
    :چشمِ كبودِ كوه چه مى گويد
    !شليك نكن كوراكور
    ،فشنگ هاى اين همه فاصله
    روزى
    .سينهْ ريزِ خواهرانِ ما خواهد شد”
    سید علی صالحی

  • #6
    Alan             Moore
    “Behind this mask there is more than just flesh. Beneath this mask there is an idea... and ideas are bulletproof.”
    Alan Moore, V for Vendetta

  • #7
    Friedrich Nietzsche
    “From which stars have we fallen to meet each other here?”
    Friedrich Nietzsche

  • #8
    Bachtyar Ali
    “هۆی شەیدابوونی ژنێک
    جوانیی پیاو نییه؛
    پیاوێک هەمیشە جوانە
    کاتێک
    برینەکانی دڵی ژنێک
    ماچ ئەکات...!”
    بەختیار عەلی

  • #9
    احمدرضا احمدی
    “حقیقت دارد
    تو را دوست دارم
    در این باران
    می‌خواستم تو
    در انتهای خیابان نشسته
    باشی
    من عبور کنم
    سلام کنم
    لبخند تو را در باران
    می‌خواستم
    می‌خواهم
    تمام لغاتی را که می دانم برای تو
    به دریا بریزم
    دوباره متولد شوم
    دنیا را ببینم
    رنگ کاج را ندانم
    نامم را فراموش کنم
    دوباره در اینه نگاه کنم
    ندانم پیراهن دارم
    کلمات دیروز را
    امروز نگویم
    خانه را برای تو آماده کنم
    برای تو یک چمدان بخرم
    تو معنی سفر را از من بپرسی
    لغات تازه را از دریا صید کنم
    لغات را شستشو دهم
    آنقدر بمیرم
    تا زنده شوم ”
    Ahmad Reza Ahmadi / احمدرضا احمدی

  • #10
    Charles Bukowski
    “مردها تلفن می کنن و می پرسن
    شما واقعا چارلز بوکوفسکیِ نویسنده هستید؟

    منم جواب میدم که
    بعضی وقتها نویسنده ام
    .ولی اغلب کاری نمی کنم

    بعد میگن، گوش کن، من خیلی کاراتو دوست دارم، میشه بیام پیشت و چند جعبه آبجو بیارم؟
    .منم جواب میدم، میتونی بیاری اگه داخل نیای

    ،وقتی زنها تلفن می کنن
    ،میگم بله من می نویسم، نویسنده ام
    .و همین الان فقط نمی نویسم
    بعد میگن، احساس احمقانه ای دارم که بهتون تلفن کردم
    .و خیلی سورپرایز شدم اسمتونو توی دفترچه تلفن دیدم
    منم جواب میدم، که دلیل داره... راستی چرا نمیای اینجا یه آبجو با هم بزنیم؟
    از نظر شما ایرادی نداره؟

    .و میان، زنهای زیبا با ذهن، بدن و چشمان بی نظیر

    ،اغلب سکسی در کار نیست
    .اما دیگه عادت کردم
    ،ولی هنوز میارزه
    .حتی نگاه کردن بهشونم خوبه
    ،ولی موارد خاصی
    .شانس غیرمنتظره ای میارم
    ،برای مردی 55 ساله
    ،که تا 23 سالگی سکس نداشته
    ،و تا 50 سالگی هم چیز زیادی نصیبش نشده
    ،به نظرم باید اسمم توی دفترچه تلفنِ پَسیفیک بمونه، تا به مردای عادی برسم
    ،البته باید به نوشتن شعرهای جاودانه ادامه بدم
    .اما الهام از اونجا میاد”
    Charles Bukowski

  • #11
    نادر ابراهیمی
    “دختر سياسى، بهتر از پسر سياسى است. مردان، انگار كه براى حضور در معركه ى سياست به دنيا مى آيند؛ اما زنان، بر اين ميدان منّت مى گذارند كه پا در آن مى نهند. هر جا زنى به خاطر عدالت مى جنگد، آن جا عطرى پيچيده است شيرين و شورانگيز و بهشتى.”
    نادر ابراهیمی, واقعیتهای پرخون

  • #12
    نادر ابراهیمی
    “شاگردى كه كمتر از معلمش بداند، دنيا را به عقب مى راند؛ شاگردى كه به قدر معلمش بداند، جهان را متوقف مى كند.”
    نادر ابراهیمی, واقعیتهای پرخون

  • #13
    Woody Allen
    “من بەو بڕوایەم کە شتێک لە سەرەوە ئاگای لە ئێمەیە
    بەڵام دەبێ بڵێم ئەوە دەوڵەتە بەداخەوە. . .”
    Woody Allen

  • #14
    Sherko Bekas
    “می دانم
    عمری ست کنارِ هم و
    هرگز به هم نمی رسیم
    درست مثل ریل هایی
    که رؤیاهای ما را
    به سر منزلِ ممکن رسانده اند

    نازنین!
    هرگز نخواه که روزی به هم برسیم
    همچون واگن های بی قرارِ هر قطاری
    واژگون خواهیم شد
    آن وقت همه می فهمند
    ما حامل چند گفت و گوی عاشقانه
    چند نامه ی ناخوانده و
    چند بوسه ی بی ریا بوده ایم”
    Sherko Bekas

  • #15
    Stephen R.C. Hicks
    “why is it that that prominent segment of the Left—the same Left that traditionally defended its positions on the modernist grounds of reason, science, fairness for all, and optimism—is now voicing themes of anti-reason, anti-science, all’s-fair-in-love-and-war, and cynicism? ”
    Stephen R.C. Hicks, Explaining Postmodernism: Skepticism and Socialism from Rousseau to Foucault

  • #16
    Forough Farrokhzad
    “‍من
    در جستجوی
    قطعه ای از
    آسمان پهناور
    هستم،

    که از تراکم
    اندیشه های پَست
    ...تهی باشد”
    Forough Farrokhzad

  • #17
    Richard Dawkins
    “هرقدر هم که عمرمان کوتاه باشد، اگر ثانیه‌ای از آن را هدر دهیم یا صرف گلایه از این کنیم که زندگی عبث و بی‌حاصل است یا اگر (مانند کودکان) بگوییم که زندگی خسته‌کننده است، دشنام درشتی به تریلیون‌ها نفری داده‌‌ایم که هرگز بخت زیستن را نیافتند.”
    Richard Dawkins, The God Delusion

  • #18
    Mahmoud Darwish
    “تُنسى كأنك لم تكن

    تنسى كمصرع طائر

    ككنيسة مهجورة تنسى

    كحب عابر

    وكوردة في الريح

    وكوردة في الثلج

    تنسى

    انا للطريق

    هناك من سبقت خطاه خطاي

    من املى رؤاه على رؤاي

    هناك من نثر الكلام على سجيته

    ليعبر في الحكاية

    او يضيء لمن سيأتي بعده

    أثرا غنائيا وجرسا

    تُنسى كأنك لم تكن

    شخصا ولا نصا..وتنسى

    امشي على هدي البصيرة

    ربما أعطي الحكاية سيرة شخصية

    فالمفردات تقودني وأقودها

    انا شكلها

    وهي التجلي الحر

    لكن قيل ما سأقول

    يسبقني غد ماض

    انا ملك الصدى لا عرش لي الا الهوامش

    فالطريق هو الطريقة

    ربما نسي الأوائل وصف شيء ما

    لاوقظ فيه عاطفة وحسا

    تنسى كأنك لم تكن خبرا ولا أثرا وتنسى

    انا للطريق

    هناك من تمشي خطاه على خطاي

    ومن سيسبقني الى رؤياي

    من سيقول شعرا في مديح حدائق المنفى امام البيت

    حرا من غدي المقصوم

    من غيبي ودنياي

    حرا من عبادة الأمس

    من فردوسي الأرضي

    حرا من كناياتي ومن لغتي

    فأشهد أنني حر وحي حين..أُنسى”
    محمود درويش

  • #19
    Sophocles
    “خرد را به درجات به همگان بخشیده‌اند. کسی را نمی‌توان نکوهش کرد، مگر استوار گردد که سزاوار آن است. زمانه آموزگار این حقیقت است، زیرا تنها زمان است که می‌تواند راستان را بنماید و روزی نادرستان را برملا سازد.”
    Sophocles, The Theban Plays

  • #20
    “غنی کشمیری وقتی در خانه بود در را می بست و چون از خانه بیرون می آمد آن را گشاده باقی می گذاشت چون سبب پرسیدند گفت: در خانه ی من اگر متاع ارزنده ای هست جز وجود من نیست و چون من در آنجا نباشم چیز دیگری در آن نیست که حراست آن محتاج به بستن در باشد
    :

    ز من آنچه دیدند یاران رواست
    در این خانه جز من متاعی کجاست

    غنی تا نشیند به کاشانه اش
    متاعی گران است در خانه اش

    چون آن محفل افروز در خانه نیست
    تهی تر از این هیچ کاشانه نیست”
    اقبال لاهوری- سیری در شعر فارسی زرین کوب ص 541

  • #21
    Alexandre Dumas fils
    “Women sometimes allow you to be unfaithful to their love; they never allow you to wound their self-esteem.”
    Alexandre Dumas fils, La dame aux camélias

  • #22
    “بهترین ویژگی پولدار بودن این است که بتوانی بگویی هیچ پولی نداری.مثلاً،وقتی دوستان مدرسه پیشنهاد می کنند کاری انجام بدهیم،اگر پولدار باشی،می توانی بگویی ببخشید،من پول ندارم.چیزی که من هرگز نتوانستم بگویم.اگر می گفتم پول ندارم،واقعاً معنی اش این بود که پول ندارم.ناراحت کننده است.
    مثلاً اگر یک دختر خوشگل بگوید "امروز افتضاح به نظر می رسم،نمی خواهم بروم بیرون!" اشکالی ندارد،اما اگر یک دختر زشت همین جمله را بگوید،مردم به او می خندند.”
    هاروکی موراکامی

  • #23
    محمود دولت‌آبادی
    “...این است که آدمیزاد _دست کم _ دو گونه زندگانی می کند؛ یکی آنکه هست و دیگری آنکه می خواهد.”
    محمود دولت‌آبادی, کلیدر: دوره ۱۰ جلدی

  • #24
    Agostinho da Silva
    “I am not interested in being original. I am interested in being true.”
    Agostinho da Silva

  • #25
    Goli Taraghi
    “کاش می شد از این بیماری علاج ناپذیر «کسی بودن» شفا یافت و به چشم نیامد. و یا نیاز به این رؤیت نداشت، نیاز به انعکاس- به تکثیر- به انتشار- انتشارِ خود”
    گلی ترقی, جایی دیگر

  • #26
    Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
    “Out beyond ideas of wrongdoing
    and rightdoing there is a field.
    I'll meet you there.

    When the soul lies down in that grass
    the world is too full to talk about.”
    Rumi

  • #27
    رضا قاسمی
    “نخستین چتر زندگی ام را ,هنوز باز نکرده , توفانی مهیب از دستم ربود , کوبید به تیر چراغ برق و لاشهء در هم شکسته اش را آن چنان با خود برد که گویی هنوز در جایی از این جهان ، دارد می بردش”
    رضا قاسمی / Reza Ghasemi

  • #28
    Pablo Neruda
    “همیشه چیزهایی که نداشته‌ام را
    ،بسیار دوست داشته‌ام
    همچون تو
    که بسیار دوری
    ...که بسیار ندارمت”
    Pablo Neruda

  • #29
    Robert M. Sapolsky
    “Being healthy consists of having the same disease as everyone else.”
    Robert Sapolsky

  • #30
    احمد شاملو
    “هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتن خود بر نخواست که من به زندگی نشستم


    شاملو



Rss
« previous 1