“تنهایی یک جور سنگینی است. مثل لاشهی خرگوش. گاهی هم سنگینتر. مثل وزن شغالی که دور گردن افتاده باشد. روشنک می گفت آدم عادت نمی کند هر روز صبح بعد از بیدار شدن فقط خودش را ببیند. باید کسی دور و بر آدم باشد. توی زندان لااقل آدم تنها نیست”
― نگهبان
― نگهبان
“ساعت از نیمه گذشته است
و من به این می اندیشم:
اگر کاری که عشق با من کرد، با تو می کرد،
چند روز دوام می آوردی؟!”
―
و من به این می اندیشم:
اگر کاری که عشق با من کرد، با تو می کرد،
چند روز دوام می آوردی؟!”
―
داستان كوتاه
— 3328 members
— last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
انجمن شعر
— 914 members
— last activity Mar 15, 2023 02:00PM
درون هر چيزي رازي است و شعر، راز تمام چيزهاست لوركا
Sharabenab’s 2025 Year in Books
Take a look at Sharabenab’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Favorite Genres
Polls voted on by Sharabenab
Lists liked by Sharabenab
















































