Ali zaroni

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Ali.

https://www.goodreads.com/alizaroni

شکاریم یک سر همه ...
Rate this book
Clear rating

 
ارمغان مور: جستار...
Rate this book
Clear rating

 
فرار
Ali zaroni is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
See all 10 books that Ali is reading…
Loading...
بیژن نجدی
“براي کندن گل سرخ اره آورده ايد؟!


چرا اره؟



به گل سرخ بگوييد: تو ، هي تو!

خودش مي افتد و ميميرد . . .”
بیژن نجدی

محمدعلی اسلامی ندوشن
“گیسو را که می‌بافتند، نوکش از زیر چارقد بیرون می‌زد و بر پشت می‌لغزید. گیسو یکی از نهانی‌ترین سرمایهٔ زن بود که نامحرم نمی‌بایست ببیند. مردی از «شارسان» به ده ما آمده بود، برای خریدن کتیرا‌ که من نسبت به او احساس تحسینی پیدا کردم. این، از آن‌رو بود که به من گفتند که دختری از خویشان خود را دوست می‌داشته و به خواستگاری‌ش رفته بود، ولی او را به او نمی‌دادند. سرانجام فکری به خاطرش می‌رسد. روزی که دختر به حمام رفته بوده، کمین می‌کند و سر «بینهٔ حمام» در حالی‌که او خود را با حوله خشک می‌کرده، ناگهان می‌جهد و مشتی از گیسوانش را می‌بُرد و بیرون می‌رود.
همین کار، خانوادهٔ دختر را راضی می‌کند که او را به او بدهند. ظاهراً بعد از این عمل، کس دیگری حاضر نمی‌شده است او را بگیرد. گییو، نشانهٔ ناموس بود و با همین بریدن، بی‌آنکه دختر تقصیری داشته باشد، گویی در حکم آن قرار می‌گرفته که ناموسش را خدشه‌دار کرده‌اند.
دلیل دیگر آن است که در قدیم، زنان بدکاره گیسویشان را می‌بُریدند و خطاب «ای گیسوبریده!» دشنام بوده است

/ روزها، جلد اول، نشر یزدان، چاپ ۸۷، ص ۲۷۷ و ۲۷۸”
محمدعلی اسلامی ندوشن

عبدالحسین زرین‌کوب
“در چنین حالی بود که یک شب تنها به خانه چلبی رفت، از پی خواست تا ورقی چند کاغذ به دست گیرد و تنوری را هم که در حجره‌اش بود برافروزد، آنگاه به املای معانی و اسراری که جز حسام‌الدین هیچ کس محرم آن نبود پرداخت...حسام‌الدین به دستوری یک یک ورقها را بر وی می‌خواند و وی می‌شنید و از دست چلبی می‌گرفت و به تنور می‌انداخت.”
عبدالحسین زرّین‌کوب, پله پله تا ملاقات خدا

عبدالحسین زرین‌کوب
“... بار دیگر در جواب طعانه‌ای که مریدان وی را، اوباش و رندان مفسده‌جو خوانده بود به صراحت گفته بود: اگر نه چنین بودند خود حاجت به شیخ و مرشد نمی‌داشتند، ما را مرید آن‌ها می‌بایست بود.”
عبدالحسین زرّین‌کوب, پله پله تا ملاقات خدا

محمدعلی بهمنی
“تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب
تبی این گاه را چون كوه سنگین می كند آن گاه
چه آتش ها كه در این كوه برپا می كنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ها، خوشا بر من
كه پیچ و تاب آتش را تماشا می كنم هر شب
مرا یك شب تحمل كن كه تا باور كنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می كنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
كه این یخ كرده را از بی كسی، ها می كنم هر شب
تمام سایه ها را می كشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می كنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می كنم هر شب
كجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟
كه من این واژه را تا صبح معنا می كنم هر شب”
محمدعلی بهمنی
tags: poem

22194 كافه كتاب — 1454 members — last activity Jan 17, 2024 03:55AM
كافه كتاب، محلي براي كتاب خواندن و به اشتراك گذاشتن تجربيات است. اعضايي كه از لحاظ موقعيت جغرافيايي به هم نزديك هستند مي توانند جلسات كتاب خواني برگز ...more
1264928 گروهی برای انتشار رایگان نسخه دانلودی کتاب ها از سوی خود نویسندگان — 683 members — last activity Feb 15, 2026 12:32PM
در روزهایی به سر می بریم که بسیاری از نویسندگان با توجه به محدودیت های نشر و توزیع کتاب در داخل و خارج از کشور با انبوهی از کتاب های خاک خورده خود در ...more
year in books
Aroosha...
1,266 books | 887 friends

payam M...
599 books | 200 friends

Rozhan ...
1,494 books | 551 friends

مجید اس...
4,771 books | 725 friends

Arman
1,614 books | 585 friends

Elam
112 books | 33 friends

Tia
Tia
356 books | 32 friends

Sajjad ...
589 books | 157 friends

More friends…
One Hundred Years of Solitude by Gabriel García Márquez
Favorite Magical Realism Novels
1,339 books — 4,627 voters




Polls voted on by Ali

Lists liked by Ali