Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book

Maede

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Maede.

https://www.goodreads.com/maede96

جنگ و صلح | جلد س...
Rate this book
Clear rating

 
هنر شفاف اندیشیدن
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 100 of 332)
Aug 22, 2019 06:23AM

 
غرور و تعصب
Maede is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
See all 5 books that Maede is reading…
Loading...
Jalal ad-Din Muhammad ar-Rumi
“‏زهی صبحی! که او آید، نشیند بر سر بالین
تو چشم از خواب بگشایی ببینی شاه شاهانی!”
Rumi

یغما گلرویی
“دختری کە چشاش آبی بود

تو جوونیم کسی رو دوست داشتم،
دختری که چشاش آبی بود
پدرش تو اورکت آمریکایی،
پشتِ ته ریشِ انقلابی بود.

مادرش مرز کفر و ایمان بود،
شب دعای کمیل گوش می داد
روزا که مردِ خونه بیرون بود،
دل به آهنگای گوگوش می داد.

کوچه مون زخم جیره بندی داشت،
بخشی از روزمون توی صف بود
گاهی موشک به خوابمون می خورد،
حال و روز همه مزخرف بود.

فکر و ذکرم چشای اون بودن،
علت رویاهای قبل از خواب
شوق دررفتن از دبیرستان،
میل جادو شدن به سحرِ کتاب.

من پر از شعر شاملو بودم،
تا مبادا شریعتی خون شم
تا مبادا تکاملم کم شه،
تا مبادا دوباره میمون شم

و جلال اسم یه اتوبان بود،
یه اتوبان به سمتِ بدبختی
پس مصدق، ولی عصر شد و
قلعه شد پارکِ پهلوان تختی.

غرق بودم تو فیلمای بتاماکس،
تو هالیوود دروغ راوی بود
وقتی دلتنگ اون چشا بودم،
بهترین فیلم ماوی ماوی بود.

پدرش سایه مو با تیر می زد،
جای اسمم صدا می زد: کمونیست
می گفت هر کس زنت شه تا دینِ
زندگیشو یه لحظه راحت نیست.

شرطش این بود برم به سربازی،
بلکه یه آدم حسابی شم
بلکه نور خدا بتابه بهم،
بی خیال چشای آبی شم.

سر من بوی قرمه سبزی داشت،
بوی ممنوع ساز و فیلم و کتاب
مملکت بوی دیگه ای می داد،
میکسِ بوی جوراب و عطر گلاب.

آخرش کار من به حبس کشید،
آخرش فکرم از سرش افتاد
زبون سُرخِ من تو اون روزا،
سر سبزو به بادِ محبس داد.

تو جوونیم کسی رو دوست داشتم،
دختری که چشاش آبی بود
اون که یک هفته قبل از آزادیم،
زن یه آدم حسابی بود”
یغما گلرویی

Anne Tyler
“«آدم‌ها فکر می‌کنند ازدست‌دادن یک عزیز مثل ترک کردن سیگار است. روز اوّل خیلی سخت است. روز بعد سختی کم‌تر می‌شود و به تدریج از بین می‌رود و هرچه که می‌گذرد تحمّلش آسان‌تر و آسان‌تر می‌شود. امّا من می‌گویم مثل آب‌نخوردن است. هرروز بیشتر متوجّه ازدست‌رفتن عزیزت می‌شوی»”
Anne Tyler, Back When We Were Grownups

قیصر امین‌پور
“نه چندان بزرگم

که کوچک بیابم خودم را

نه آنقدر کوچک

...که خود را بزرگ

گریز از میانمایگی

آرزویی بزرگ است؟؟”
قیصر امین پور

هەژار موکریانی
“به کوردی ده‌ژیم به‌کوردی ده‌مرم
به‌کوردی دیده‌م وه‌رامی قه‌برم

به‌کوردی دیسان زیندوو دە‌بمه‌وه
له‌و دنیاش بۆکورد تێھەڵدەچمەوە”
هەژار موکریانی

177728 كافه شعر — 441 members — last activity Jun 24, 2026 06:16PM
براي شعر و ادبيات؛ مكثي به اندازه نوشيدن يك فنجان قهوه
year in books
Amin
935 books | 663 friends

فرشاد
168 books | 2,869 friends

Poria Da
380 books | 201 friends

Sara Ka...
1,174 books | 1,898 friends

Alireza...
661 books | 131 friends

Paras2
1,603 books | 248 friends

ناصر سليم
1,464 books | 372 friends

kian
429 books | 715 friends

More friends…

Favorite Genres



Polls voted on by Maede

Lists liked by Maede