Maede

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Maede.

https://www.goodreads.com/maede96

جنگ و صلح | جلد س...
Rate this book
Clear rating

 
هنر شفاف اندیشیدن
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 100 of 332)
Aug 22, 2019 06:23AM

 
غرور و تعصب
Maede is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
See all 5 books that Maede is reading…
Loading...
Mae West
“You only live once, but if you do it right, once is enough.”
Mae West

Nikos Kazantzakis
“ئەگەر دڵی ئینسان لە عیشق یا نەفرەت لێوڕێژ نەبێ، دڵنیابە هیچ کارێ لەم جەهانەدا سەرناگرێ”
Nikos Kazantzakis, Christ Recrucified

Bachtyar Ali
“این ترسناک نیست که انسان برده باشد، وحشتناک آن‌ست که انسان برده ای خوشبخت باشد”
Bachtyar Ali

Marcus Tullius Cicero
“A room without books is like a body without a soul.”
Marcus Tullius Cicero

یغما گلرویی
“دختری کە چشاش آبی بود

تو جوونیم کسی رو دوست داشتم،
دختری که چشاش آبی بود
پدرش تو اورکت آمریکایی،
پشتِ ته ریشِ انقلابی بود.

مادرش مرز کفر و ایمان بود،
شب دعای کمیل گوش می داد
روزا که مردِ خونه بیرون بود،
دل به آهنگای گوگوش می داد.

کوچه مون زخم جیره بندی داشت،
بخشی از روزمون توی صف بود
گاهی موشک به خوابمون می خورد،
حال و روز همه مزخرف بود.

فکر و ذکرم چشای اون بودن،
علت رویاهای قبل از خواب
شوق دررفتن از دبیرستان،
میل جادو شدن به سحرِ کتاب.

من پر از شعر شاملو بودم،
تا مبادا شریعتی خون شم
تا مبادا تکاملم کم شه،
تا مبادا دوباره میمون شم

و جلال اسم یه اتوبان بود،
یه اتوبان به سمتِ بدبختی
پس مصدق، ولی عصر شد و
قلعه شد پارکِ پهلوان تختی.

غرق بودم تو فیلمای بتاماکس،
تو هالیوود دروغ راوی بود
وقتی دلتنگ اون چشا بودم،
بهترین فیلم ماوی ماوی بود.

پدرش سایه مو با تیر می زد،
جای اسمم صدا می زد: کمونیست
می گفت هر کس زنت شه تا دینِ
زندگیشو یه لحظه راحت نیست.

شرطش این بود برم به سربازی،
بلکه یه آدم حسابی شم
بلکه نور خدا بتابه بهم،
بی خیال چشای آبی شم.

سر من بوی قرمه سبزی داشت،
بوی ممنوع ساز و فیلم و کتاب
مملکت بوی دیگه ای می داد،
میکسِ بوی جوراب و عطر گلاب.

آخرش کار من به حبس کشید،
آخرش فکرم از سرش افتاد
زبون سُرخِ من تو اون روزا،
سر سبزو به بادِ محبس داد.

تو جوونیم کسی رو دوست داشتم،
دختری که چشاش آبی بود
اون که یک هفته قبل از آزادیم،
زن یه آدم حسابی بود”
یغما گلرویی

177728 كافه شعر — 441 members — last activity Jun 24, 2026 06:16PM
براي شعر و ادبيات؛ مكثي به اندازه نوشيدن يك فنجان قهوه
year in books
فرشاد
168 books | 2,852 friends

Sara Ka...
1,174 books | 1,858 friends

Paras2
1,585 books | 248 friends

Alireza...
507 books | 131 friends

Amin
933 books | 660 friends

Sahar k...
528 books | 123 friends

Poria Da
378 books | 201 friends

ناصر سليم
1,462 books | 372 friends

More friends…

Favorite Genres



Polls voted on by Maede

Lists liked by Maede