Discover new books on Goodreads
Meet your next favorite book

Nafiseh

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Nafiseh.

http://nafisehmasoumzadeh.webs.com/

The Gambler
Nafiseh is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
Crime and Punishment
Nafiseh is currently reading
bookshelves: currently-reading
Reading for the 2nd time
Rate this book
Clear rating

 
جنایت و مکافات
Nafiseh is currently reading
bookshelves: currently-reading
Reading for the 2nd time
Rate this book
Clear rating

 
See all 29 books that Nafiseh is reading…
Loading...
Kurt Vonnegut Jr.
“به نظرم من یکی از بزرگترین اشتباهاتی که مرتکب می شویم، البته به جز آدمیزاد بودمان، مربوط به واقعیت زمان است. ابزار زیادی داریم مثل ساعت وتقویم، که با آن ها زمان را عین کالباس برش می دهیم و طوری این برش ها را نام گذاری می کنیم که انگار صاحب اختیارشان هستیم و آن ها تغییر ناپذیرند”
Kurt Vonnegut Jr., A Man Without a Country

“دندان اندیشه را عصب کشی کنید تا به سرد و گرم روزگار بی اعتنا شوید و به آرامش عمیق برسید.”
عباس گلکار
tags: humor

Ernest Hemingway
“پاریس را هرگز پایانی نیست و خاطره‌ی هر کسی که در آن زیسته باشد با خاطره‌ی دیگری فرق دارد. ما همیشه آنجا باز می‌گشتیم، بی‌توجه به اینکه که بودیم یا پاریس چگونه تغییر کرده بود یا با چه دشواری‌ها و راحتی‌ها می‌شد به آن رسید. پاریس همیشه ارزشش را داشت و در ازای هر چه برایش می‌بردی چیزی می‌گرفتی. به هر حال این بود پاریس در آن روزهایی که ما بسیار تهیدست و بسیار خوشبخت بودیم”
Ernest Hemingway, A Moveable Feast

“هر دو‌اندوهناک و فرسوده، چنانکه گویی پس از توفان تنها به روی ساحل خلوتی افکنده شده باشند، در کنار هم نشسته بودند. راسکلنیکف به سونیا مینگریست و محبت شدید سونیا را به خود احساس می‌کرد و از اینکه کسی‌ را آنقدر دوست می‌دارد، ناگهان درد و ناراحتی خاص احساس کرد. احساسی شگفت و‌وحشتناک بود!ه هنگامی که به نزد سونیا می‌آمد، فکر می‌کرد که تمام امید و چاره اندیشی را در او‌خواهد یافت. فکرمیکرد که لااقل کمی از عذاب خود خواهد کاست. اما اکنون که تمام قلب سونیا متوجه او بود، ناگهان دانست و احساس کرد که بمراتب بدبخت‌تر از پیش شده است.”
Doesteyevsky

Anton Chekhov
“آدم عجیب و غریبی است، دلم براش می سوزد. گرچه کفرم را در می آورد. در واقع پیش از آنکه از دستش شکار باشم براش متاسفم. فکر می کنم آدم بزدلی است. وقتی با من تنهاست، معقول و صمیمی است، اما توی جمع مردم آزار و قلدر می شود.”
Anton Chekhov, The Three Sisters

year in books
Shant B...
635 books | 128 friends

Sudi Da...
523 books | 140 friends

Mehdi
598 books | 146 friends

Zoya Sh...
116 books | 58 friends

Mahnam
205 books | 70 friends

Sarah I...
214 books | 45 friends

Azadeh ...
180 books | 292 friends

Nakisa ...
60 books | 36 friends

More friends…



Polls voted on by Nafiseh

Lists liked by Nafiseh