Saman’s Reviews > دوازده داستان: داستانهای برگزیده به انتخاب نویسنده > Status Update
Saman
is on page 111 of 266
حس میکنم زندانی هستم و هیچکس زبانم را نمیفهمد. هنوز هم، با یک جور ترس مجهول که ته قلبم ریشه کرده، نماز میخوانم( یک روز در میان) و فکر خدا و دنیای بعد از مرگ رهایم نمیکند. میان نواختن پیانو و عبادت و گناه میچرخم و به هیچکدام اعتقاد ندارم.
— Feb 07, 2026 06:24AM
13 likes · Like flag
Saman’s Previous Updates
Saman
is on page 195 of 266
این ملال آرام و رخوت مدام، این تنبلی سنگین و بیتفاوتی خوابآور، این میل به سکوت و انزوا از کجا آمده و چگونه در جانم رسوب کرده است؟
— Feb 10, 2026 02:44AM
Saman
is on page 167 of 266
شاید آنهایی را که دوست دارم،دیگر نبینم. شاید فلانی و فلانی و فلانی در غیاب من بمیرند.انتهای این شاید به کلمه هرگز متصل است و هرگز کلمه تلخ و تاریکی است که تازگیها، مثل ادراک گنگ مرگ، وارد ذهنم شده و آن پسوپشتها منتظر خودنمایی نشسته است.
— Feb 09, 2026 05:17AM
Saman
is on page 85 of 266
حس تازهایست، مثل یک جور درد که توی بدن نیست اما وجود دارد، توی هواست، توی دنیاست، توی تاریکی بیرون است، یک جور زخم یا درد قدیمی که مال همه است.
— Feb 06, 2026 11:00AM
Saman
is on page 60 of 266
عادت نداریم از حق خود دفاع کنیم و حقوق خود را در این دیار نمیشناسیم. در گذشته هم نمیشناختیم و گمان میبردیم آنچه داریم از سرمان هم زیاد است، ته مانده میراث اجدادی است.
— Feb 05, 2026 10:56AM
Saman
is on page 43 of 266
آسمان آبی یکدست بود، زلال مثل چشمهای از نور ، و وسعت بزرگ، گشوده و سخی و بزرگوار، نگاهش میکرد. گوش داد.صدایی نبود جز سکوت بارش برف و خاموشی شیرین مرگ.
— Feb 02, 2026 10:12AM

