Mansoor’s Reviews > تاریخ ادبیات فارسی: ادبیات ایران پیش از اسلام، جلد هفدهم، پیوست 1 > Status Update
Mansoor
is starting
زبان فارسی باستان هیچگاه جایگاه زبان دیوانی را نیافت و در کاخهای شوش و تخت جمشید زبان عیلامی بود که چندگاهی همچنان زبان دیوانی ماند. به سبب پیچیدگی خط میخی عیلامی، کاربرد این زبان هم به دورهی مشخصی محدود شد و این زبان هم مانند فارسی باستان در برابر خط «ساده»ی آرامی هیچگاه امید بقا نداشت. پس، آرامی زبان رسمی شاهنشاهی هخامنشی شد. در تمامی مکاتبات سلطنتی و خصوصی در سرتاسر قلمرو شاهنشاهی از این زبان استفاده میشد
— Nov 14, 2023 02:47AM
24 likes · Like flag
Mansoor’s Previous Updates
Mansoor
is starting
آن زنی بهترین است که شویش را در اندیشهاش دوست داشته باشد. از نظر قامت میانهبالا، سینهاش پهن و سر و پشت و گردنش موزون باشد. پاهایش کوتاه، کمرش باریک و کف پاهایش قوسدار باشد. انگشتانش بلند، اندامش نرم و پر، سینههایش همچون به. تمام بدنش تا ناخن پاهایش به سفیدی برف
👇
— Nov 22, 2023 08:06AM
👇
Mansoor
is starting
مسلمانان میگویند فقط یک خدا هست که نیکوکار و دانا و توانا و رحمان و رحیم است. اما اگر رحمان و نیکوکار و رحیم است، پس چرا اهریمن و دیوان و دوزخ و اینهمه دین بد را در آفرینش خویش روا دانست؟ اگر نمیدانست، پس دانایی و علم مطلق او کجاست؟ اگر نمیخواست بدبختی و بدی را از آفریدگانش دور بدارد و به هرکس فقط نیکی بدهد، عدل و انصافش کجاست؟
...
از متن شکند گمانیک وزار
— Nov 19, 2023 06:11AM
...
از متن شکند گمانیک وزار
Mansoor
is starting
چهار نوع زن هست: 1)زیبا و ساکت، 2)زیبا اما ناساکت، 3)نازیبا اما ساکت، 4) نه زیبا و نه ساکت. از میان آنها میتوان انتخاب کرد: به دلیل فعالیتش در خانه و آسایش و خوشی که به خانۀ خدا میدهد، او را که زیباست اما ساکت نیست؛ به دلیل بیزیان بودنش او را که زیبا و ساکت است. در نبود این دو که گفته شد، باید از آنکه زیبا نیست اما ساکت است و آنکه نه زیباست و نه ساکت، پرهیز کرد
— Nov 19, 2023 05:01AM
Mansoor
is starting
از نظر ریشهشناسی، پهلوی از یک واژۀ فارسی باستان مشتق شده و دقیقا به معنی پارتی است و پارتی زبان ناحیۀ شمال شرقی ایران بوده است
— Nov 18, 2023 12:16AM
Mansoor
is starting
یسنها شامل 72 فصل (ها یا هایتی) است. این عدد نمادین خود را در 72 رشتۀ کُستی، کمربند زردشتیان، هم نشان میدهد
— Nov 08, 2023 01:49AM
Comments Showing 1-19 of 19 (19 new)
date
newest »
newest »
message 1:
by
Mansoor
(new)
-
rated it 3 stars
Nov 14, 2023 02:53AM
اگرچه زبان فارسی باستان به یقین زبان مادری شاهان هخامنشی بوده و در اصل به گویش ایرانی جنوب غربی ناحیۀ فارس آن زمان برمیگردد، اما زبانی که در کتیبههای شاهی هست و پر است از لغات دخیل از گویشهای دیگر مثل مادی و کهنهگرایی در آن فراوان است، بدون شک زبانی است تصنعی، هرچند که از وجاهت خالی نیست
reply
|
flag
دلایل موجهی وجود دارد که هر سه کتیبۀ سهزبانۀ منسوب به کورش را در دشت مرغاب پاسارگاد داریوش نوشته است
کتیبههای متاخر هخامنشی اغلب نکتۀ بدیعی در بر ندارند و تقریبا همه یکزبانهاند-به زبان فارسی باستان. اغلاط دستوری پیوسته افزایش مییابند و به ویژه در زمان اردشیر سوم به کرات در کتیبهها رخ میدهند
اهمیت تاریخی کتیبۀ بیستون معلوم است، اما نباید فراموش کرد که داریوش به جهت مشروعیتبخشی به اعمالش و به ویژه تصرف مقام سلطنت هخامنشی زیر فشار بسیاری قرار داشت. از این رو نمیتوان سخنان او را آنچنان که گفته شده پذیرفت
چند کتیبۀ خشیارشا با کتیبههای داریوش شبیه و همسانند. در کتیبههای دیگر هم خشیارشا در واژگان و عبارتپردازی به شدت متاثر از کتیبههای پدرش است. به همین دلیل اغلب خشیارشا را به عنوان یک شاه ضعیف، حرمسرایی و فاقد طبعی خلاق مورد سرزنش قرار میدهند. اما این تصویر منفی که در تواریخ مکرر آمده، عمدتا بر پایۀ منابع یونانی شکل گرفته است. این تصویر منفی اکنون نیاز به بازنگری دارد، زیرا خشیارشا با رونوشت واژه به واژۀ کتیبههای پدرش در واقع مشروعیت خود را به عنوان جانشین پدر بر تخت شاهی تایید میکند
کتیبۀ «دیوان» خشیارشا در تخت جمشید پیدا شده است. موضوع این کتیبه در خصوص سرکوبی شورش پرستندگان دیوان و رواج مجدد آیین مزداست. دیرزمانی اعتقاد بر این بود که خشیارشا تلویحا اشاره به ویرانی معابد آتن و بابل دارد، اما اکنون اعتقاد بر این است که بیان کتیبه بیانی کلی است و مقصود از آن اشاره به یک واقعۀ مشخص تاریخی نیست. مشابهت میان این کتیبه و عبارتهایی از اوستا و تشابهات آن با کتیبههای کردیر در دورۀ ساسانی را مدتهاست که محققان متذکر شدهاند
اهمیت کتیبۀ اردشیر دوم در شوش به جهت ذکر نام دو ایزد مهر و اناهیتا در کنار نام اهورهمزداست که نخستین بار است که در کتیبهها شاهد آن هستیم و احتمالا نشانۀ تغییر در تلقی دینی شاهان هخامنشی است
در یک دولت چندقومیتی مثل هخامنشیان، استفاده از کتابت و زبان آرامی شیوۀ ارتباطی مطلوب میان مردمانی بود که به زبانهای گوناگون سخن میگفتند. دبیران آرامی نامهها را به یکی از زبانهای ایرانی تقریر میکردند و به آرامی تحریر. چون مخاطبْ نامه را دریافت میکرد، مجددا آن را به زبان بومی طرف مکاتبه قرائت میکردند. با فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی و ایجاد دولتهای کوچک مستقل، دبیران محلی، که خود از متکلمان زبان آرامی نبودند، بر جای دبیران آرامی نشستند. این دبیران بر زبان آرامی تسلط کامل نداشتند و اگرچه استفاده از خط آرامی را ادامه دادند، به تدریج آغاز به وارد کردن واژگان ایرانی در این متون کردند تا سرانجام زبان کتابت کاملا ایرانی شد. با توجه به گسترش سریع زبان و خط آرامی، تعجبآور نیست که پارتیان، پارسیان، سغدیان و خوارزمیان در دورۀ پس از هخامنشی از گونههای محلی خط آرامی برای نوشتن زبانشان استفاده کرده باشند
در دورۀ اشکانی، همچون دورۀ سلوکی، کتیبههای مهم بیشتر به آرامی و یونانی نوشته شدهاند، در ماد و ارمنستان و بینالنهرین و خوزستان. زیرا شاهان اشکانی عادت داشتند حتی بر سکههای خود هم تا قرن اول قم منحصرا از خط و زبان یونانی استفاده کنند
مشهورترین کتیبه از عصر اشکانیان کتیبۀ دوزبانۀ یونانی و پارتی است که بر روی رانهای یک مجسمۀ کوچک هرکول نوشته شده است. این کتیبه در سلوکیۀ دجله پیدا شد. اهمیت اصلی آن در این است که نام خدایان یونانی هرکول و آپولون به پارتی بهرام و تیر ترجمه شده است. شاهان نخستین ساسانی، از اردشیر اول تا نرسی، کتیبههایشان را فقط به فارسی میانه نمینگاشتند، بلکه تحریری پارتی و گاه یونانی هم بدان میافزودند
جملات قالبی سلام و درود آغازین نامههای پارتی بسیار یادآور ساختار مشابه در نامههای اداری هخامنشی است که خود دلیلی است بر محافظهکاری دبیران پارتی
خاندان ساسان اول بار در مقام حاکمان محلی استخر در نزدیکی تخت جمشید در برابر شاهکان جنوب غربی ایران قد برافراشتند
برخی از جملات قالبی کتیبۀ شاهپور در کعبۀ زردشت مثل «سرزمینهای پیرامونی [پیرامون آشور] همه را در آتش سوختیم و ویران و غارت کردیم.» حتی مشابه با ساختار کتیبههای سلطنتی آشوری است؛ نیز سنت ثبت وقایع سال نخست پادشاهی سنتی آشنا در منابع آشوری است. همچون منابع آشوری، رسم نبود که در کتیبهها به شکست در جنگ اشاره کنند. در کتیبۀ شاهپور اول هم شکست او از رومیان در نزدیکی راسالعین در 243 م انعکاسی نیافته است
از کردیر، این تندترین مخالف مانی، چهار کتیبه به فارسی میانه باقی مانده است. دو کتیبۀ سرمشهد و نقش رستم علاوه بر ذکر کارهای کردیر، روایت معراج او را نیز که ظاهرا در زمان شاهپور اول رخ داده بازگو میکنند


