SSamaneHH

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about SSamaneHH.


آیشمن در اورشلیم:...
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
مهدی اخوان ثالث
“ای تکیه گاه و پناه
زیباترین لحظه های
پرعصمت و پر شکوه
تنهایی و خلوت من
ای شط شیرین پرشوکت من

ای با تو من گشته بسیار
درکوچه‎های بزرگ نجابت
ظاهر نه بن بست عابر فریبنده‎ی استجابت
در کوچه‎های سرور و غم راستینی که‎مان بود
در کوچه باغ گل ساکت نازهایت
در کوچه باغ گل سرخ شرمم
در کوچه‎های نوازش
در کوچه‎های چه شبهای بسیار
تا ساحل سیمگون سحرگاه رفتن
در کوچه‎های مه آلود بس گفت و گو ها
بی هیچ از لذت خواب گفتن
در کوچه‎های نجیب غزلها که چشم تو می خواند
گهگاه اگر از سخن باز می‎ماند
افسون پاک منش پیش می‎راند

ای شط پر شوکت هر چه زیبایی پاک
ای شط زیبای پر شوکت من
ای رفته تا دوردستان
آنجا بگو تا کدامین ستاره است
روشن‎ترین همنشین شب غربت تو؟
ای همنشین قدیم شب غربت من

ای تکیه‎گاه و پناه
غمگین‎ترین لحظه‎های کنون بی‎نگاهت تهی مانده از نور
در کوچه‎باغ گل تیره و تلخ اندوه
در کوچه‎های چه شبها که کنون همه کور
آنجا بگو تا کدامین ستاره است
که شب‎فروز تو خورشید پاره است؟”
مهدی اخوان ثالث, آخر شاهنامه

J.D. Salinger
“یه چیزی که خیلی روم تاثیر گذاشت این خانومه بود که بغلم نشسته بود و همه ش گریه می کرد.هر چی فیلمه مزخرف تر می شد بیشتر گریه می کرد.
آدم فکر می کرد چون آدم مهربونیه داره گریه می کنه ولی از این خبرا نبود. من بغلش نشسته بودم و خوب می دونم.یه بچه همراش بود که طفلک خیلی خسته شده بود و می خواست بره دستشویی ولی خانومه هی بهش می گفت آروم بگیره و مواظب رفتارش باشه.اندازه ی یک گرگ مهربون بود.بعضی ها این طوری ان. واسه یه فیلمِ چرت و پرت اشک می ریزن ولی تو بیش ترِ موارد حرومزاده های پستی ان!”
J.D. Salinger, The Catcher in the Rye

احمد شاملو
“!برف نو، برف نو، سلام، سلام
بنشین، خوش نشسته ای بر بام

!پاکی آوردی ای امید سپید
همه آلودگی ست این ایام

راه شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
اشک واری ست می کشد لبخند
ننگ واری ست می تراشد نام

،شنبه چون جمعه، پار چون پیرار
...نقش هم رنگ می زند رسام”
احمد شاملو

نزار قباني
“من می نویسم
تا اشیا را منفجر کنم
نوشتن انفجار است

می‌نویسم تا روشنایی را بر تاریکی چیره کنم و شعر را به پیروزی برسانم

می‌نویسم تا خوشه‌های گندم بخوانند تا درختان بخوانند
می‌نویسم تا گل سرخ بخواند تا ستاره تا پرنده، گربه، ماهی، صدف مرا بفهمد

می‌نویسم تا دنیا را از دندان‌های هلاکو
از حکومت نظامیان، از دیوانگی اوباشان رهایی بخشم

می‌نویسم تا زنان را از سلول‌های ستم از شهرهایی مرده
از ایالت‌های بردگی، از روزهای پرکسالت سرد و تکراری برهانم

می‌نویسم تا واژه‌ها را از تفتیش از بوکشیدن سگ‌ها
از تیغ سانسور برهانم

می‌نویسم تا زنی را که دوست دارم
از شهر بی‌شعر، شهر بی‌عشق
شهر اندوه و افسردگی رها کنم

می‌نویسم تا از او ابری نمبار بسازم
تنها زن و نوشتن
.ما را از مرگ می‌رهاند”
نزار قباني

Fyodor Dostoevsky
“آیا هیچ می‌دانید که اگر شما گیوتین را به جلو صحنه آورده‌اید
و آن را با این شادمانی و افتخار برافراشته و به آسمان رسانده‌اید
فقط برای این است که بریدن سر از همه کار آسان‌تر است
...و پروردن اندیشه در سر از همه کار دشوارتر”
Fyodor Dostoyevsky

year in books
James M...
1,646 books | 4,998 friends

Nariman
640 books | 547 friends

Nika Zed
700 books | 247 friends

Stephen
2,604 books | 4,997 friends

فرشاد
168 books | 2,892 friends

Naele
2,811 books | 801 friends

Narges
488 books | 215 friends

I.Shayan
555 books | 233 friends

More friends…


Polls voted on by SSamaneHH

Lists liked by SSamaneHH