Find & Share Quotes with Friends

 

 (?)
Quotes are added by the Goodreads community and are not verified by Goodreads. (Learn more)
رضا قاسمی

“چگونه به برنارد بگویم که مردِ بیابانی همیشه با سایه‌اش زندگی می‌کند . که هرجا می‌رود سایه‌اش را به سمت ِ راستش دارد ، یا چپش. که هرجا می‌رود یا به دنبال سایه‌اش می‌رود یا سایه‌اش را به دنبال می‌کشاند . که تنها یک لحظه ، فقط یک لحظه ، بی‌سایه می‌شود : عدل ِ ظهر ! وقتی تیغ ِ آفتاب درست به فرق ِ سر می‌کوبد .
تازه ، در این لحظه هم تنها نیست . مرد ِ بیابانی تنها ثروتش سای‌ی اوست . می‌نشیند ، با او می‌نشیند . می‌ایستد با او می‌ایستد . صبح که می‌شود عظمت ِ او را امتداد می‌دهد تا مغرب ِ جهان . عصر که می‌شود غروب ِ او را امتداد می‌دهد تا مشرق ِ جهان . چه کسی این‌همه وفادار است ؟ این چنین رفیقی که را تیغ ِ آفتاب که به سر بکوبد رهاش می‌کنی بسوزد ؟ می‌بینی هی مچاله می‌شود در خود . می‌بینی به پات می‌افتد . راه می‌دهی که از زیر ِ ناخن ِ پاها نشت کند در تو . طبیعتت شده که این کمترین کار ِ توست در قبال او . خوب که قالب ِ تنت در تو نشست تیغ ِ آفتاب هزیمت کرده است . پس آرام آرام از زیر ِ ناخن ِ پاها خودش را می‌کشد بیرون . اما اگر نکشید ؟”

رضا قاسمی / Reza Ghasemi
Read more quotes from رضا قاسمی


Share this quote:
Share on Twitter

Friends Who Liked This Quote

To see what your friends thought of this quote, please sign up!



Browse By Tag