Kurosh

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Kurosh.

https://www.instagram.com/kurosh.mougoee/

دستور زبان فارسی
Rate this book
Clear rating

 
تاریخ ایران باستا...
Rate this book
Clear rating

 
منشاء انواع
Kurosh is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

 
Loading...
حمید مصدق
“در من اين جلوه ي اندوه ز چيست ؟
در تو اين قصه ي پرهيز که چه ؟
در من اين شعله ي عصيان نياز
در تو دمسردي پاييز که چه ؟
حرف را بايد زد
درد را بايد گفت
سخن از مهر من و جور تو نيست
سخن از تو
متلاشي شدن دوستي است
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنايي با شور ؟
و جدايي با درد ؟
و نشستن در بهت فراموشي
يا غرق غرور ؟
سينه ام اينه اي ست
با غباري از غم
تو به لبخندي از اين اينه بزداي غبار
آشيان تهي دست مرا
مرغ دستان تو پر مي سازند ”
حمید مصدق

Friedrich Nietzsche
“To live is to suffer; to survive is to find some meaning in the suffering.”
Friedrich Nietzsche

سیاوش کسرایی
“باور نمی کند، دل من مرگ خویش را
نه، نه من این یقین را باور نمی کنم
تا همدم من است، نفسهای زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
آخر چگونه گل، خس و خاشک می شود ؟
آخر چگونه، این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و، خاک می شود ؟
در من چه وعده هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اینها چه می شود ؟
آخر چگونه این همه عشاق بی شمار
آواره از دیار
یک روز بی صدا
در کوره راه ها همه خاموش می شوند ؟
باور کنم که دخترکان سفید بخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریاچه ها
چشم انتظار یار، سیه پوش می شوند ؟
باور نمی کنم که عشق نهان می شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
باور کنم که دل
روزی نمی تپد
نفرین برین دروغ، دروغ هراسناک
پل می کشد به ساحل آینده شعر من
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
پیغام من به بوسه لبها و دستها
پرواز می کند
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
یک ره نظر کنند
در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
کاین نقش آدمی
بر لوحه زمان
جاوید می شود
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می شود
تا دوست داری ام
تا دوست دارمت
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
تا هست در زمانه یکی، جان دوستدار
کی مرگ می تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟
بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را
باور نمی کنم
می ریزد عاقبت
یک روز برگ من
یک روز چشم من هم در خواب می شود
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
اما درون باغ
همواره عطر باور من، در هوا پر است”
سیاوش کسرایی / Siavash Kasraee

Murderers are not monsters, they're men. And that's the most frightening thing about them.
“Murderers are not monsters, they're men. And that's the most frightening thing about them.”
Alice Sebold, The Lovely Bones

فریدون مشیری
“مشت می‌کوبم بر در
پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان
من به تنگ آمده‌ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
آی! با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می‌گردم
لب بامی
سر کوهی
دل صحرایی
که در آن‌جا نفسی تازه کنم
می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد!
من هوارم را سر خواهم داد!
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته‌ی چند!
چه کسی می‌آید با من فریاد کند”
فریدون مشیری

25x33 جایزه هنر و ادبیات گمانه‌زن — 80 members — last activity Sep 18, 2013 02:01AM
جایزه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن جایزه‌ای ادبی است که سالانه به فعالان عرصه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن (علمی‌تخیلی، فانتزی و وحشت) در ایران داده می‌شود. این ...more
year in books
Bayan
68 books | 571 friends

Amir Se...
237 books | 142 friends

حسین
150 books | 398 friends

Mehdi
900 books | 121 friends

م.ر. ایدرم
9 books | 153 friends

Sepideh
47 books | 11 friends

Blue
256 books | 266 friends

Milad G...
1,412 books | 303 friends

More friends…



Polls voted on by Kurosh

Lists liked by Kurosh