پرهام نکوطلبان’s Reviews > سه رساله؛ جستارهایی دربارۀ لیبرالیسم کلاسیک > Status Update
پرهام نکوطلبان
is on page 107 of 172
در ادامه، باستیا از اینکه مبارزه در راه آزادی توسط متفکران و نویسندههای سوسیالیست به قهقرا برده شده، خصوصاً بعداز انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه احساس نارضایتی میکنه و ادعاهای افرادی مثل سن ژوست و روبسپیر رو مورد نقد قرار میده. اینکه این متفکران خواهان دیکتاتوری و اعمال نظرات خود هستند و مثلاً روبسپیر میخواد از وحشت برای تحمیل اصول اخلاقی بر کشورش استفاده کنه.
/۱
— May 30, 2026 02:43PM
/۱
2 likes · Like flag
پرهام’s Previous Updates
پرهام نکوطلبان
is on page 160 of 172
باستیا در این بخش به بحث دربارهی ماشینآلات صنعتی و رد این استدلال که این ابزار باعث نانبری و بیکاری کارگران میشن میپردازه:
درک این نکته برای ما بسیار مهم است که امکان پسانداز هرگز به زیان کار و دستمزد فراهم نمیشود.
بعد میره سروقت اعتبار، وام و مؤسسات اعتباری و این قسمتش توسط انسانی که تو ایران تحت لوای ج.ا زندگی کرده باشه بهخوبی درک میشه؛
/۱
— Jun 11, 2026 07:17AM
درک این نکته برای ما بسیار مهم است که امکان پسانداز هرگز به زیان کار و دستمزد فراهم نمیشود.
بعد میره سروقت اعتبار، وام و مؤسسات اعتباری و این قسمتش توسط انسانی که تو ایران تحت لوای ج.ا زندگی کرده باشه بهخوبی درک میشه؛
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 147 of 172
باستیا در وصف خدمات عمومی، دلالان و بازرگانان و حمایتگرایی صحبت میکنه و اولی رو در بهترین حالت نوعی بیمه و تدبیر موقت در شرایط اضطراری میدونه که اگر ادامه پیدا کنه، تعداد زیادی از نیروی کار معطلمانده و محرومشده رو پنهان میکنه. باستیا در ادامه، تجارت آزاد رو ستایش میکنه و هرگونه مداخله رو ضرر شهروند و مصرفکننده از مابهالتفاوت دو قیمت پیش و پساز حمایت از تولید داخل ارزیابی میکنه.
— Jun 11, 2026 07:15AM
پرهام نکوطلبان
is on page 134 of 172
اینجا باستیا میره سراغ حمایت دولتی از هنر و فرهنگ و بازم استدلالش همون استدلال قبلیه و با وجود اینکه دوست دارم باهاش مخالفت کنم به نظرم استدلال درستیه.
سؤال کلیدی اول اینه که اگر بخوایم از هر چیز خوب و مفیدی حمایت دولتی کنیم، حد یقف کجاست؟
/۱
— Jun 11, 2026 07:12AM
سؤال کلیدی اول اینه که اگر بخوایم از هر چیز خوب و مفیدی حمایت دولتی کنیم، حد یقف کجاست؟
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 129 of 172
باستیا با مثالهای ساده میکوشد توضیح دهد که هنگامی که هزینهای بهنام حکومت یا برای حمایت از موضوعی خاص خرج میشود درواقع میتوانست جای دیگری خرج شود و عایدی بیشتری داشته باشد و این آن چیزی است که دیده نمیشود. مالیات و هزینهی ارتش (اگر صرفاً برای محافظت از کشور نباشد) هزینههایی هستند که میتوانستند در جای دیگری خرج شوند و بهرهوری بالاتری هم داشته باشند.
— May 31, 2026 09:56PM
پرهام نکوطلبان
is on page 120 of 172
رفتیم سراغ سومین و آخرین جستار کتاب:
آنچه که دیده میشود و آنچه که دیده نمیشود
در پیشگفتار، برایان سامرز، به نوعی جانمایهی رساله را بیان میکند که در سطور نخست رساله نیز خود باستیا به آن اشاره میکند: هر چیزی بهایی دارد و هر تصمیم اقتصادی علاوهبر نتایج آنی، نتایجی دیگر نیز در پی دارد که رفتهرفته و در آینده خود را نشان میدهند. چیزی که اقتصاددان بد را از خوب تمیز میدهد قدرت پیشبینی این نتایج دیدهنشدنی است.
— May 31, 2026 09:50PM
آنچه که دیده میشود و آنچه که دیده نمیشود
در پیشگفتار، برایان سامرز، به نوعی جانمایهی رساله را بیان میکند که در سطور نخست رساله نیز خود باستیا به آن اشاره میکند: هر چیزی بهایی دارد و هر تصمیم اقتصادی علاوهبر نتایج آنی، نتایجی دیگر نیز در پی دارد که رفتهرفته و در آینده خود را نشان میدهند. چیزی که اقتصاددان بد را از خوب تمیز میدهد قدرت پیشبینی این نتایج دیدهنشدنی است.
پرهام نکوطلبان
is on page 107 of 172
باستیا در ادامه، شلنگ رو میگیره رو اندیشمندان و نویسندگان سوسیالیست؛ ابتدا بوسوئه رو نقد میکنه که باور داره هیچچیز از خود افراد نشئت نمیگیره و هر پیشرفتی در کشاورزی، علم، اختراعات و رفاه محصول اعمال قانون توسط حاکمان به مردمه. بعد میره سراغ فنلون و شروع به نقد نوشتههای اون در تلماک میکنه...
/۱
— May 22, 2026 03:04AM
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 71 of 172
خب گفتیم که سوسیالیستها دو لازمه برای قانون رو ذکر میکنن: عادلانهبودنش و بشردوستانهبودنش. بحث عدالت رو که ازش گذشتیم و الان میریم سراغ این بشردوستی.
دام فریبندهی سوسیالیسم اینه که میگه قانون باید بیاد مستقیماً در دیندار کردن مردم، آموزش عمومیشون و رفاهشون دخالت کنه و اینا رو براشون ایجاد کنه.
بعد برمیگرده به تعریف دقیق کلمهی چپاول که همون نقض مالکیته حالا چه با زور قانون چه غیرقانونی...
/۱
— May 17, 2026 04:09AM
دام فریبندهی سوسیالیسم اینه که میگه قانون باید بیاد مستقیماً در دیندار کردن مردم، آموزش عمومیشون و رفاهشون دخالت کنه و اینا رو براشون ایجاد کنه.
بعد برمیگرده به تعریف دقیق کلمهی چپاول که همون نقض مالکیته حالا چه با زور قانون چه غیرقانونی...
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 62 of 172
باستیا در ادامهی رساله، به اصل حق رأی عمومی که پیروان روسو از آن دفاع میکنن میتازه و میگه: اصلاً این «عمومی» بودن رو کی تعیین میکنه؟ کی تعیین میکنه که چه کسی اهلیت رأی دادن داره و یا نداره؟ فقط مجانین و زنان و صغار و این تیپ آدما اهلیت ندارن؟
بعد در ادامه میگه انگیزهی پشت این محدودیت اینه که رأی رأیدهنده فقط بر خودش اثر نمیذاره و بر کل جامعه تأثیر داره...
/۱
— May 16, 2026 04:16PM
بعد در ادامه میگه انگیزهی پشت این محدودیت اینه که رأی رأیدهنده فقط بر خودش اثر نمیذاره و بر کل جامعه تأثیر داره...
/۱
پرهام نکوطلبان
is on page 54 of 172
باستیا در دومین رساله، قانون، به تقدم فردیت، آزادی و مالکیت بر هر نوع قانونی در جامعه میپردازد. او بیان میکند که اساساً قانونْ سازماندهی حقوق جمعی و طبیعی افراد برای دفاع مشروع از جان، مال و آزادیشان و جایگزین کردن قدرتهای فردی با قدرتی مشترک است و طبیعتاً حکومتی عادل و پاینده است که بر این بنیان تأسیس شود و دخالت در امور خصوصی شهروندان نکند.
— May 12, 2026 01:44AM
پرهام نکوطلبان
is on page 40 of 172
رسالهی اول با نام حکومت که یک سال پساز انقلاب فوریهی فرانسه نوشته شده با این عبارت درخشان از تعریف حکومت که «حکومت جعل بزرگی است که به واسطهی آن همه تلاش میکنند با هزینهی دیگران زندگی کنند.» و تلاش باستیا برای نشان دادن این موضوع که حکومت اگر چیزی به شما میدهد در ازای آن قطعاً بیشتر از شما گرفته، میگیرد و خواهد گرفت و نشان دادن تناقضات موجود در خواستههای ملت انقلابی که بهدنبال حکومتی سوسیالیستی هستند...
/۱
— May 12, 2026 01:23AM
/۱
Comments Showing 1-4 of 4 (4 new)
date
newest »
newest »
باستیا بعداز این میره سراغ نقد سه اصل دکترین دموکراتها: سکون کامل انسان، قدرت مطلق قانون و عصمت قانونگذار. این عزیزان، موقع انتخابات مردم رو تا عرش بالا میبرن و معتقدن خواست عمومی نمیتونه اشتباه نباشه و حق رأی باید عمومی باشه و...ولی وقتی خرشون از پل انتخابات گذشت، مردم میشن ساکن و جاهل و نیازمند راهنمایی و هدایت به سوی سعادت از طریق دولت.
سوسیالیسم از کلیهی آزادیها میترسه چون گرایش مردم اگر که آزاد باشن، رو به انحطاطه ولی همین مردم، همهشون، حق رأی دارن موقع انتخابات :)
/۳
حالا پرسش اینه اگر که همه گرایش به انحطاط دارن، از کجا معلوم قانونگذار نداشته باشه؟ قانونگذار مگه ابرانسانه؟ مگه ذاتاً برتر از مائه؟در ادامه هم باستیا میگه تا زمانی که رابطهی مردم فرانسه با قانونگذار مثل رابطهی گوسفند و چوپونه وضعیت به همین منوال ادامه داره و هیچ حکومتی پایدار نمیمونه. وقتی اینقدر قدرت حکومت رو زیاد کردین و حکومت تو هر چیزی دخالت کرده و کلی وعده داده، وقتی نتونه برآوردهشون کنه، معلومه که دوامی نخواهد داشت.
بعدش می آد مرزهای قانون رو طبق گفتههای قبلیش تعیین میکنه و میگه همانا قانون عین عدالت است و هرجا قرار باشه قانون بشردوستانه، مذهبی و... باشه به بیراهه میریم. درواقع، قانونگذاری به میدون نبردی خیالی برای خیالپردازیها و طمع همگان تبدیل میشه و این راهی به کمونیسمه. در ادامه میگه: اگر شما برپایهی برادری قانونگذاری کنین و ریشهی تمامی خوبی و بدیها رو در قانون جستوجو کنین و اونو مسئول تمام بدبختیهای فردی و نابرابریهای اجتماعی بدونین، در رو برای توالی بیپایان شکایات، تحریکات، مشکلات و انقلابها باز میذارین.
/۴
انسان آزاده بدون دریافت نیرو از طرف قانون و بدون کنترل قانونی، قرار نیست که در شهوت، انزوا، خداناباوری و جهل غرق بشه و دست از کمک به همنوع، معاشرت با دیگران و ارتقای خودش بکشه. اتفاقاً تحت لوای قانون عدالت پیشرفت رخ میده و راهحل مشکلات روابط انسانی باید در آزادی جستوجو بشه.باستیا در ادامه، خودشو بیشتر شبیه به یه فیزیولوژیست میدونه که درصدد فهم بدن انسان و مطالعه و تحسینشه نه در مقام یک مخترع که به دستگاه ساختهی خودش کنترل کامل داره و درنهایت، مانیفست آزادی باستیا اینه که آزادی تصدیق ایمان به خدا و افعال اونه پس نه به حلقهها، زنجیرها و قلابهای شارلاتانها و سازماندهندگان، نه به تعرفهها، مدارس و دین دولتی، مالیات و اخلاق پرهیزگارانهی اونا و نه به طرحهای سوسیالیستی و هوسهای مدیران حکومتی. تمام نظامها را رد و آزادی را امتحان کنید ✌🏻
/۵


جالبتر اینکه این موسیوهای اصلاحطلب و قانونگذار خیلی میلی به تحمیل مستقیم استبداد بر انسان ندارن پس میرن سراغ قانونگذاری.
در ادامه میره سراغ ناپلئون که حتی اونم بعداز تبعید به سنت هلن بازم به فرزندش وصیت کرد که «حکومت کردن به معنای افزایش و گسترش اخلاق، آموزش و سیاست است.»
جلوتر به نقد آرای بلان دربارهی آزادی میپردازه که آزادی رو به مقولهی قدرت گره میزنه و در این دور باطل میافته: قدرت از آموزش دیدن و ابزار تولید تشکیل شده، اینا رو کی میده؟ جامعه. حالا جامعه چجوری اینا رو به کسایی میده که ازش برخوردار نیستن؟ از طریق دولت. دولت از کی میگیره؟ بازم مردم :) که این نقض آزادیه.
/۲