“… مدرسه خوابهای مرا قیچی کرده بود؛
نماز مرا شکسته بود
مدرسه عروسک مرا رنجانده بود
روز ورود، یادم نخواهد رفت:
مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند. خودم را تنها دیدم و غریب …
از آن پس و هربار دلهره بود که بجای من راهی مدرسه میشد…
… در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند.
روزی در مسجد بسته بود.
بقال سر گذر گفت: "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید."
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم
...بی آن که خدایی داشته باشم”
―
نماز مرا شکسته بود
مدرسه عروسک مرا رنجانده بود
روز ورود، یادم نخواهد رفت:
مرا از میان بازیهایم ربودند و به کابوس مدرسه بردند. خودم را تنها دیدم و غریب …
از آن پس و هربار دلهره بود که بجای من راهی مدرسه میشد…
… در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند.
روزی در مسجد بسته بود.
بقال سر گذر گفت: "نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید."
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم
...بی آن که خدایی داشته باشم”
―
“دوست دارم یک لحظه اون بلندگو رو بگیرم و در حضور همین جمع,با همه ی وجود به آقا التماس کنم که:" آقا نیا!" یا لااقل کمی دیرتر بیا تا ما چشمامونو از این همه آلودگی پاک کنیم, تا ما ادب حرف زدن با شما رو یاد بگیریم, تا ما قبل از هر چیز, خودمون بفهمیم که از چه کسی چه آمدنی را طلب می کنیم”
― کمی دیرتر
― کمی دیرتر
Mohy_p’s 2025 Year in Books
Take a look at Mohy_p’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
Favorite Genres
Polls voted on by Mohy_p
Lists liked by Mohy_p

























































