114 books
—
512 voters
progress:
(page 134 of 794)
"معرفی ژانوالژان و مواجهاش با کشیش، دزدی ژانوالژان و برخورد کشیش با او، و قصۀ پتیژروه رخ نشون دادند، رخ نشون دادنی
عجب کتابی لامصّب! پُرِ نکته و حکمت و فلسفه و قصه
چند تا جملۀ خوبِ دیگه از قسمتهای جدیدی که خوندم
ژانوالژان مدت درازی گریست. با اشکهای آتشین گریست. با نالههای زار گریست، با ضعفی بیش از ضعف یک زن، با ترسی بیش ترس یک کودک
هرگز کسی برای او «دوست دختری» در آن ناحیه نشناخته بود. فرصت نداشت عاشق بشود" — Dec 04, 2016 05:49AM
"معرفی ژانوالژان و مواجهاش با کشیش، دزدی ژانوالژان و برخورد کشیش با او، و قصۀ پتیژروه رخ نشون دادند، رخ نشون دادنی
عجب کتابی لامصّب! پُرِ نکته و حکمت و فلسفه و قصه
چند تا جملۀ خوبِ دیگه از قسمتهای جدیدی که خوندم
ژانوالژان مدت درازی گریست. با اشکهای آتشین گریست. با نالههای زار گریست، با ضعفی بیش از ضعف یک زن، با ترسی بیش ترس یک کودک
هرگز کسی برای او «دوست دختری» در آن ناحیه نشناخته بود. فرصت نداشت عاشق بشود" — Dec 04, 2016 05:49AM
“به شُعَرا بگو آن قدر در ستایش بهار، آگراندیسمان نکنند شازده!... دیدهایم. گل و بلبل و شکوه و شکوفهاش سر جمع، به یک غروب خیس و خشدارِ پاییز نمیرسد. به یک پیاله باقالی گلپری که با عشقت بخوری.
به طبیبنماها بگو سِپِلِشک. عشق مرض روانی نیست که برایش دوا بپیچند. خیلی هنر دارند شربت بیماری فرهاد را شیرین کنند. نسخههای اینچنینی را نباید توی دفترچه نوشت. باید رولی منتشر کرد عوض کاغذ مَبال استفاده کنیم.
به عرفا بگو برای عاشقها دعا کنند. عشق، امتحان فوقالطاقهای است. بگو دعا کنند پلهٔ ترقی ما به اعلی علیین باشد نه تخته دایومان به اسفلالسافلین.
به سر و کلهات بگو پیدا شوند شازده! کجایی این همه مدّت؟”
― گچ پژ
به طبیبنماها بگو سِپِلِشک. عشق مرض روانی نیست که برایش دوا بپیچند. خیلی هنر دارند شربت بیماری فرهاد را شیرین کنند. نسخههای اینچنینی را نباید توی دفترچه نوشت. باید رولی منتشر کرد عوض کاغذ مَبال استفاده کنیم.
به عرفا بگو برای عاشقها دعا کنند. عشق، امتحان فوقالطاقهای است. بگو دعا کنند پلهٔ ترقی ما به اعلی علیین باشد نه تخته دایومان به اسفلالسافلین.
به سر و کلهات بگو پیدا شوند شازده! کجایی این همه مدّت؟”
― گچ پژ
“چون شنیده بودم که در دنیای واقعی باید کلی آمپول بخورم، کلی مشق بنویسم، کلی کار کنم و تازه زورکی هم باید به سربازی بروم، توی شکم مامان مخفی شده بود و نمیخواستم به دنیا بیایم؛ اما یک پرستار زرنگ با دستگاه جایم را پیدا کرد و به زور مرا از مخفیگاهم کشید بیرون…
خب حالا که مرا پیدا کردید لااقل یک لباس بدهید بپوشم”
― مغز نوشتههای یک نوزاد
خب حالا که مرا پیدا کردید لااقل یک لباس بدهید بپوشم”
― مغز نوشتههای یک نوزاد
“یک پرستار با ماژیک رویم پایم نوشته و در رفته. چون نمیتوانم بخوانم چه نوشته، خیلی ناراحتم و بی اختیار گریه میکنم…
افسردگی بعد از زایمان که میگویند، همین است؟”
― مغز نوشتههای یک نوزاد
افسردگی بعد از زایمان که میگویند، همین است؟”
― مغز نوشتههای یک نوزاد
“بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
ماندهام بی تو چرا باغچهام گُل دارد
شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد”
― طوفان واژهها
ماندهام بی تو چرا باغچهام گُل دارد
شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد”
― طوفان واژهها
کتابداران فارسی گودریدز
— 5540 members
— last activity Apr 18, 2026 03:34PM
گروهی برای کتابداران فارسی زبان سایت گودریدز *همچنین درخواست هایی برای ویرایش، اضافه کردن، افزودن تصویر جلد و ... در مورد کتاب های فارسی را در این گر ...more
داستان كوتاه
— 3329 members
— last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
Amirmahna’s 2025 Year in Books
Take a look at Amirmahna’s Year in Books, including some fun facts about their reading.
More friends…
Polls voted on by Amirmahna
Lists liked by Amirmahna
























































