Amirmahna

Add friend
Sign in to Goodreads to learn more about Amirmahna.


بینوایان جلد ١
Amirmahna is currently reading
bookshelves: currently-reading
Rate this book
Clear rating

progress: 
 
  (page 134 of 794)
"معرفی ژان‌والژان و مواجه‌اش با کشیش، دزدی ژان‌والژان و برخورد کشیش با او، و قصۀ پتی‌ژروه رخ نشون دادند، رخ نشون دادنی
عجب کتابی لامصّب! پُرِ نکته و حکمت و فلسفه و قصه

چند تا جملۀ خوبِ دیگه از قسمت‌های جدیدی که خوندم

ژان‌والژان مدت درازی گریست. با اشک‌های آتشین گریست. با ناله‌های زار گریست، با ضعفی بیش از ضعف یک زن، با ترسی بیش ترس یک کودک

هرگز کسی برای او «دوست دختری» در آن ناحیه نشناخته بود. فرصت نداشت عاشق بشود"
Dec 04, 2016 05:49AM

 
Loading...
محسن رضوانی
“به شُعَرا بگو آن‌ قدر در ستایش بهار، آگراندیسمان نکنند شازده!... دیده‌ایم. گل و بلبل و شکوه و شکوفه‌اش سر جمع، به یک غروب خیس و خشدارِ پاییز نمی‌رسد. به یک پیاله باقالی گلپری که با عشقت بخوری.
به طبیب‌نماها بگو سِپِلِشک. عشق مرض روانی نیست که برایش دوا بپیچند. خیلی هنر دارند شربت بیماری فرهاد را شیرین کنند. نسخه‌های این‌چنینی را نباید توی دفترچه نوشت. باید رولی منتشر کرد عوض کاغذ مَبال استفاده کنیم.
به عرفا بگو برای عاشق‌ها دعا کنند. عشق، امتحان فوق‌الطاقه‌‌ای است. بگو دعا کنند پلهٔ ترقی ما به اعلی علیین باشد نه تخته دایومان به اسفل‌السافلین.
به سر و کله‌ات بگو پیدا شوند شازده! کجایی این همه مدّت؟”
محسن رضوانی, گچ پژ

سید حمیدرضا برقعی
“غرور کاذب مهتاب ناگزیر شکست
همان شبی که برایش تو را مثال زدم”
سید حمیدرضا برقعی, طوفان واژه‌ها
tags: ص24

مهرداد صدقی
“چون شنیده بودم که در دنیای واقعی باید کلی آمپول بخورم، کلی مشق بنویسم،‌ کلی کار کنم و تازه زورکی هم باید به سربازی بروم، توی شکم مامان مخفی شده بود و نمی‌خواستم به دنیا بیایم؛ اما یک پرستار زرنگ با دستگاه جایم را پیدا کرد و به زور مرا از مخفیگاهم کشید بیرون…
خب حالا که مرا پیدا کردید لااقل یک لباس بدهید بپوشم”
مهرداد صدقی, مغز نوشته‌های یک نوزاد
tags: طنز

مهرداد صدقی
“یک پرستار با ماژیک رویم پایم نوشته و در رفته. چون نمی‌توانم بخوانم چه نوشته، خیلی ناراحتم و بی اختیار گریه می‌کنم…
افسردگی بعد از زایمان که می‌گویند،‌ همین است؟”
مهرداد صدقی, مغز نوشته‌های یک نوزاد
tags: طنز

سید حمیدرضا برقعی
“بی تو چندی‌ست که در کار زمین حیرانم
مانده‌ام بی تو چرا باغچه‌ام گُل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت
فرش گسترده و در دست گلایل دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت
یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد”
سید حمیدرضا برقعی, طوفان واژه‌ها

123220 کتابداران فارسی گودریدز — 5540 members — last activity Apr 18, 2026 03:34PM
گروهی برای کتابداران فارسی زبان سایت گودریدز *همچنین درخواست هایی برای ویرایش، اضافه کردن، افزودن تصویر جلد و ... در مورد کتاب های فارسی را در این گر ...more
5085 داستان كوتاه — 3329 members — last activity Aug 13, 2025 09:15AM
گروهي براي علاقمندان به داستان كوتاه اينجا گرد هم اومديم تا داستان بخونيم ، داستان بنويسيم ، با هم حرف بزنيم و حداقل چند دقيقه دلمشغولي هاي بي انتها ...more
year in books
Mobina J
523 books | 186 friends

Mahdi D...
218 books | 32 friends

Masoud ...
244 books | 39 friends

میعاد
618 books | 676 friends

Mohadese
1,130 books | 1,292 friends

Somayeh
648 books | 213 friends

Saeed t...
768 books | 222 friends

فؤاد
2,070 books | 3,675 friends

More friends…


Polls voted on by Amirmahna

Lists liked by Amirmahna